و النّهار خلقان من خلقك .
« و لا ترهما جرأة منّى »
يعنى مگردان روز و شب را به حيثيّتى كه ببينند از من جراتى در اقدام به گناهان ، يعنى چنان مكن كه ايشان مرا در معصيت تو ببينند .
و غرض طلب توفيق است بر ترك گناهان ، يعنى مرا توفيق ده كه از من گناهى به عمل نيايد كه موجب غضب و سخط تو باشد .
« حتّى اعى وحيك »
اعى - به عين بىنقطه - به معنى افهم است ، يعنى بگشا دل مرا به جهت ذكر خود ، تا وحى ترا بفهمم .
« و درك الشّقاء »
تفسير آن در تعقيب صبح ذكر يافت « 1 » .
« و جهد البلاء »
جهد - به فتح جيم و گاهى به ضمّ جيم نيز آمده است - به معنى تعب و مشقّت است . و جهد البلاء عبارت از حالتى است كه اين كس را به سبب آن حالت آرزوى مرگ مىشده باشد . و بعضى گفتهاند كه : مراد از جهد البلاء كثرت عيال است با قلّت مال .
« و من الدّاء العضال »
به عين بىنقطهء مضمومه و ضاد نقطهدار ، مرض صعبى را گويند كه اطبّا از معالجهء آن عاجز باشند .
مترجم گويد : « ببايد دانست كه ثعالبى در كتاب « سرّ اللّغة » كلامى ايراد كرده است كه ترجمهء آن بنا بر مناسبت مقام سمت انتظام مىيابد و آن اينست كه : هر گاه اطبّا از معالجهء مرضى عاجز آيند عرب آن مرض را « عيا » نامند ، و چون روزبروز متزايد شود و شدّت بهم رساند « عضال » ش خوانند ، و چون آن را دارو نباشد « عقام » ش گويند ، و چون علاجپذير نباشد « ناجس » و « نجيس » ش نامند ، و چون كهنه شود و مدتى بر آن بگذرد « مزمن » ش خوانند ، و چون دانسته نشود كه چه مرض است تا آنكه از آن شرّى ظاهر شود « داء دفين » ش گويند « 2 » . عصمنا اللَّه ايّانا و ايّاكم من جميع أقسام الاسقام بمحمّد و آله عليهم السّلام - انتهى » .
هامش
( 1 ) ص 151 .
( 2 ) « فقه اللغة » ثعالبى ، ص 122 .