كس نداند كه در آن سينه چه اسرار بود قاضى گويد : خداى خبر دهد اصمعى را كه درين مقام ، سلوك طريق ادب نموده و در مقام تعظيم و بزرگ داشتن دلى شده است كه حضرت عزّت - جلّ ذكره - آن را موضع وحى و منزل تنزيل خود ساخته . و بدرستى كه دريافت اين معنى را مرتبهايست كه راه رسيدن به آن بر ارباب بيان و اصحاب قال مسدود است ، و طريق وصول به آن بر اهل حقيقت و ارباب حال ، مفتوح ، و توضيح دادن و به عبارت در آوردن آن نيست مگر حق مشايخ صوفيّه كه راز داران انجمن قرب ، و آشنايان اسرار حقّاند ، و ما نيز به نورى كه از مشكات هدايت ايشان مقتبس است به راه در آمده مىگوئيم كه :
چون دل مبارك آن سرور كه مستغرق درياى عرفان بوده ، در صفا و ضيا بر جميع دلها زيادتى داشته است ، و آن حضرت با آن حال تعيين شده بود كه قرار شرع و حكمت ، و بناى دين و سنّت را تجديد دهد بر وجهى كه متضمّن سهولت و آسانى باشد نه عسرت و اشكال ، ناچار بود او را كه از مرتبهء قرب و اتّصال ، به جانب بعض رخصتهاى الهى نزول نموده به بعض حظوظ نفسانى التفات نمايد با آنچه از جانب خدا در معرض امتحان به آن در آمده بود و مكلّف به آن شده از احكامى كه لازم بشريّت است .
پس هر گاه مرتكب چيزى از آن مىشدند غبارى بر آينهء دل ايشان مىنشست ، و به واسطهء نهايت صفا و نورانيّتى كه داشت از آن متأثّر مىشد ، زيرا كه هر چند رقّت و صفاى اشيا بيشتر است تأثير كدورات در آن زودتر ظاهر مىشود ؛ و آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر گاه احساس به چيزى از آن مىكردند آن را بر نفس خود گناهى بزرگ مىشمردند و در مقام استغفار و طلب آمرزش از آن در مىآمدند . تا اينجا بود خلاصهء كلام قاضى بيضاوى در كتاب « مصابيح » .
و زبدة العارفين شيخ جمال الدّين عبد الرّزاق كاشى را درين مقام كلاميست به غايت لطيف كه به واسطهء خوف به طول انجاميدن كلام در مقام ذكر آن نشد
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٩٣