جميع اوقات عمر ايشان مستغرق ياد خدا بوده است چنانچه لمحهاى دلهاى خود را از آن فارغ نمىداشتهاند ، و خاطرهاى ايشان متعلّق به ملأ أعلى و مربوط به عالم بالا بوده ، و ايشان هميشه حق را در نظر بصيرت خود داشته در مراقبت و مواصلت او به سر مىبردهاند ، چنانچه امير المؤمنين - صلوات اللَّه عليه - فرمودهاند :
اعبد اللَّه كأنّك تراه ، فإن لم تكن تراه فانّه يراك
« 1 » ، يعنى : « به عبادت خداى قيام نماى چنان كه گويا او را مىبينى ، چه اگر تو او را نمىبينى بدرستى كه او ترا مىبيند » .
پس چون ازين مرتبهء رفيعه فرود مىآمدهاند و مشغول به كار ديگر مىشدهاند از امورى كه لازمهء زندگانيست مثل خوردن غذائى ، يا آشاميدن آبى ، يا مباشرت حلالى ، يا مثل آن امرى از امور مباحه ، آن را پيش خود گناه بزرگى مىشمردهاند ، و خطاى عظيمى مىدانسته ، و در حال در مقام استغفار از آن در مىآمده آمرزش آن را از خداى خود مىدانسته ، و در حال در مقام استغفار از آن درمىآمده آمرزش آن را از خداى خود مىخواستهاند ، چنان كه بعض از نزديكان و تابعان ملوك اگر در حالت مجالست و مصاحبت پادشاه متوجّه به ديگرى يا ملتفت به چيزى شوند ، در زمان ، در اعتذار مىكوشند و آن را گناه مىشمرند ؛ و همچنين نمىبينى كه بعض خدم و بندگان ارباب دنيا اگر در جايى كه نظر صاحب ايشان بر ايشان باشد و دانند كه صاحب ايشان ايشان را مىبيند لمحهاى به اكل و شرب مشغول شوند در نظر مردم گناهكار و مستحق ملامت مىنمايند ؟ ! پس چه گمان دارى گاهى كه اين امر نسبت به صاحب همهء صاحبان ، و مالك جميع مالكان وقوع يابد ؟
و به اين اشارتست كلام حضرت عليه السّلام كه :
حسنات الابرار سيّئات المقرّبين
« 2 » .
و برين معنى محمولست آنچه روايت كرده است ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى
هامش
( 1 ) اين جمله در سفارشات رسول خدا ( ص ) به ابى ذر ( ره ) آمده و مرحوم شيخ طوسى در « امالى » آن را نقل ، و علامهء مجلسى در « عين الحياة » آن را شرح كرده است .
( 2 ) كارهاى خوب نيكان براى مقربان درگاه خداوندى گناه محسوب است .