شرح حال كامل و حتى ناقص مؤلف آثار احمدى به دست نيامده آنچه از رشحات قلم و عبارات ديباچه بر مىآيد احمد بن تاج الدين حسن سيف الدين استرآبادى در روزگار امير علىشير نوائى در هرات مىزيسته و در مدرسه و مسجد مجلس مىگفته .
سياق عبارات كتاب نشان مىدهد سخنگويى زبر دست بوده و منبرى گرم و گيرا داشته تا حدى كه مورد توجه بزرگان سياست و دانش زمان واقع شده و ارادتمندانى نيز داشته است . در ديباچه گفته « گاهگاهى حكايتى كه مشتمل بر غرابتى بود در محفل افاضل و دانايان قواعد دين و ملل و مجلس فضلا و ! خوردهشناسان ضوابط علم و عمل معروض مىداشت . مستمعان از استماع آن مبتهج و مسرور مىبودند و به شرف ارتضا مقرون داشته تحسين و تعريف مىفرمودند . در خلال اين حال بعضى از دوستان و جمعى از محبان كه اطاعت و فرمانبردارى ايشان واجب و لازم بود گاهى از روى التماس و استدعا درخواست مىنمودند و گاهى از روى قدرت و استعلا امر مىفرمودند كه درين باب كتابى تأليف كن و رسالهاى تصنيف گردان مشتمل بر معظمات آثار نبوى و محتوى بر تحقيقات اخبار مصطفوى تا دوستان را از خواندن و محبان را از دانستن آن حظى وافر و نصيبى كامل به حصول موصول گردد . » و باز از عبارات ديباچه برمىآيد كه قدرت مالى و تمكن به آن اندازه نداشته كه مركب و كاغذ فراهم آورد ، چنان كه گويد : « پس گاهى به واسطه عدم بضاعت و قلت استطاعت » مهم امر تأليف به تأخير مىافتاده و از طرفى دچار بلاى عوامزدگى نيز بوده مىنويسد :
« گاهى به سبب عدم رواج هنر و خلأ عرصهء گيتى از وجود سخنپرور ، شاهد مطلوب چهره مقصود نمىگشود و ازين سبب پاى ملال در دامن اندوه و غم و بلا مىكشيدم و جرعهاى از جام غصه و الم مىچشيدم » . و نيز بر مىآيد كه شيعى مذهب و بىشك مكتب تصوف زمان در او اثر گذاشته هم از مركز قدرت اهل تسنن بيم داشته و هم از طعنهء قشريها در امان نبوده و در مقابل هر دو جانب تقيه را رعايت مىكرده تا مسلمانان چهار يارى متعرض نباشند و متعصبين تكفير نگويند و در اين باره گفته : « يك چند تعرض زبونان و طعنه دونان مانع مىشد و در درياى غم و اندوه غوطه مىخوردم و
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 17
مساهمون: أحمد بن تاج الدين استرآبادى
ص١٧