آشكار خواهد شد ؛ و هرگاه به الفاظ آن نظر نماييد كه چه كم ! و به معناى آن كه چه بلند و رسا است ! آن را بسيار بزرگ خواهيد شمرد ؛ زيرا وى مطالب را جمع كرده و در پيمانهاى خاص ريخته و همهء جوانب را - با آن اختصارش - در نظر گرفته و آن را استقصاء نموده ، آنگاه ديده كه براى غير « على » اهليّت اداء آن به هيچوجه ممكن نيست . و اين بعيد نيست ، چه اينكه از جانب پيامبر ( ص ) غير از وصيّش ديگرى نمىتواند اداء وظيفه كند و هيچ كس جز خليفه و وليّش نمىتواند « قائم مقام » او گردد .
ستايش مخصوص خدائى است كه ما را هدايت فرمود ، و اگر خداوند ما را هدايت نمىكرد هرگز هدايت نمىشديم .
( 16 ) رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « كسى كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده ، و كسى كه عصيان من كند خدا را عصيان و نافرمانى نموده است ، و كسى كه « على » را اطاعت كند مرا اطاعت نموده و كسى كه نافرمانى او كند نافرمانى من نموده است « 156 » » .
( 17 ) پيامبر ( ص ) فرمود : « اى على ! هر كس از من جدا شود از خدا جدا شده
هامش
( 156 ) رجوع كنيد به المستدرك ( حاكم ) ج 3 ص 121 و 128 ، ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 268 ح 788 ، الرياض النضرهء ( محب الدين طبرى ) ج 2 ص 220 ، ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 205 و 257 ط اسلامبول و ذخائر العقبى ( طبرى ) ص 66 .