ادلّهء « جواز اطلاق لفظ جمع بر مفرد » است در صورتى كه نكتهاى اقتضا كند .
3 - نكتهاى دقيق و لطيف در آيهء مورد بحث
3 - نكتهء بسيار دقيق و لطيفى در آيهء مورد بحث است و آن اينكه اين آيه با الفاظ « جمع » آمد نه « مفرد » ، بدين خاطر كه اين « حقيقت » خود ، از ناحيهء خداوند ، براى عدّهء زيادى از مردم ، رحمت و مرحمت است ، زيرا بدگويان « على » ، دشمنان « بنى هاشم » و سائر منافقان و حسودان و كسانى كه مىخواستند خود پيش بيفتند ، طاقت آن را نداشتند كه اين « واقعيّت » را با « صيغهء مفرد » بشنوند ، چه در اين صورت جائى براى مشتبه ساختن « حقيقت » و محلّى براى به گمراهى انداختن ، وجود نداشت ، و در اين حال - به سبب مأيوس شدن آنها از خواستهء خود - ممكن بود وضعى از ناحيهء آنان به وجود آيد كه عواقب آن موجب وحشت بر اسلام شود ، لذا به « صيغهء جمع » آورده شد با اينكه براى « مفرد » بود تا از اين وضع پيشگيرى گردد ، سپس « نصوص » و تصريحات ديگرى ، پشت سر هم ، به عبارات مختلف ، و در مقامات متعدّد صادر گرديد تا « امر ولايت » را بين آنان تدريجا پخش نمايد .
و اين ، همچنان ادامه داشت تا اينكه خداوند در « روز غدير » دين را كامل نمود و نعمت را تمام فرمود . اين روش پيامبر ( ص ) در رساندن اين « واقعيّت » ، همان روش حكيمان است در رساندن مطالبى كه ابراز آن براى مردم سخت مىباشد .
اگر اين آيه با عبارت مخصوص « مفرد » بود ، هرگز حاضر به شنيدن