قوىّ القلب ، پرابهت ، آنگونه كه ناخودآگاه ، انسان به احترامش وادار مىشده گرچه او را نمىشناخته است .
به خاطر « حق » سختگير ، و آنجا كه پاى « حق » در ميان بود از هيچكس جز « حق » طرفدارى نمىكرد .
انسانى متواضع و بزرگوار ، انصاف در وجودش حكمفرما بود . لذا ، بين فقير و غنى ، خويشاوند و دور ، تساوى قائل بود ؛ تنها « حق » را مىديد ؛ علاقهاش به كسى مانع اجراء « حق » نبود .
او در ورع ، صفاى نفس ، پاكدلى و حقگوئى اسوه و پيشوا بود . در عين پاكدلى از كسى فريب نمىخورد ؛ يعنى ، دورانديش و تيزهوش بود .
و در عين قوّت قلب ، مهابت ، و شجاعت ، از توجّه به حرفهاى زياد عوام الناس و گوش دادن به آنها خسته نمىشد و بر آنان عصبانى نمىگرديد .
نام اين عالم بزرگ « سيّد عبد الحسين شرف الدّين » است . چه نام با مسمّائى ! هم « عبد الحسين » بودنش با واقعيّت تطبيق مىكند ، چرا كه او در طول عمر خود ، در مبارزه با مخالفان اسلام و سرزمينهاى اسلامى بود . و هم « شرف الدّين » كه راستى براى دين و ايمان شرافتى خاص به همراه داشت .
او از همان آغاز جوانى به اين فكر بود كه بتواند مسلمانان را به حدّى برساند تا به حيات و زندگى ، از دريچهء جدّى آن بنگرند ؛ به آن اصل دينى و مذهبى كه مراعات آن بر همهء آنان فرض و واجب است بازگردند ؛ سپس همگى به حبل و ريسمان الهى چنگ زنند ، در زير
المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص١٤