تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
فرمايشش كه : « سزاوار نيست من بروم مگر اينكه تو خليفهء من باشى . » اين ، نصّ صريح بر « خلافت » او است بلكه نصّ روشنى است بر اينكه اگر برود و او را خليفهء خود نسازد كارى را كه سزاوار نبوده انجام داده است . و اين نيست جز اينكه او از ناحيهء خداوند ، مأمور برقرار دادن وى به جاى خود بوده است ، چنان كه در تفسير اين آيه آمده است :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
« 99 » . ( اى پيامبر ! آنچه بر تو نازل شده برسان ! و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‌اى . ) كسى كه در اين جملهء آيه :
فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
( رسالتش را نرسانده‌اى ) تدبّر كند سپس در اين سخن پيامبر ( ص ) نيز دقّت نمايد كه : « انّه لا ينبغى ان اذهب الّا و انت خليفتى » ( سزاوار نيست من بروم جز اينكه تو خليفهء من باشى ) مىيابد كه هر دو يك هدف را تعقيب مىكنند ، چنان كه مخفى نيست . و نبايد اين سخن پيامبر ( ص ) در اين حديث را فراموش كنيم كه : « انت ولىّ كلّ مؤمن بعدى » ( تو ولىّ تمام مؤمنان پس از من خواهى بود ) كه نصّ صريح است بر اينكه او « ولىّ امر » و « والى » آن و « قائم مقام پيامبر ( ص ) » مىباشد .
هامش
( 99 ) سورهء مائده ( 5 ) آيهء 67 . - رجوع كنيد به پانوشت 216 .