به وسيلهء او پشتم را محكم كن ، و او را شريك كارم قرار ده « 95 » » .
« به برادرش هارون گفت : خليفهام در ميان قومم باش ، اصلاح كن و راه مفسدان را مپيماى « 96 » ! » و خداوند عزّ و جلّ فرمود : « اى موسى ! آنچه مىخواستى به تو داده شد « 97 » » .
بنابراين ، على ( ع ) - طبق اين نصّ - خليفهء پيامبر ( ص ) در ميان قومش ، وزير او در بين اهلش ، شريك او در كارش - بر سبيل خلافت از او نه نبوّت - ، افضل امّتش و سزاوارتر از همهء آنها به پيامبر ( ص ) در زندگى و مرگ مىباشد و وجوب اطاعت از او در زمان پيامبر ( ص ) - به خاطر وزارتش - همانند آنكه براى هارون بر امّت موسى در زمان موسى بود ، مسلّم است « 98 » .
هر كس « حديث منزلت » را بشنود ، تمام اين مقامها به ذهنش « تبادر » مىكند و شكّى در ارادهء آنها از اين سخن نمىكند . و پيامبر ( ص ) خود ، اين مطلب را آشكارا در همانجا روشن ساخت با اين جمله از
هامش
( 95 ) سورهء طه ( 20 ) آيات 29 - 32 .
( 96 ) سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 142 .
( 97 ) سورهء طه ( 20 ) آيهء 36 .
( 98 ) در رابطه با تشبيه « وزارت على ( ع ) » رجوع كنيد به شواهد التنزيل ( حسكانى حنفى ) ج 1 ص 368 ح 510 ، 511 ، 512 و 513 ، مناقب على بن ابى طالب ( ابن مغازلى شافعى ) ص 328 ح 375 ط اسلاميهء تهران و ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 1 ص 107 ح 147 .