دليجان شهركى زيبا و باصفا و محل انشعاب راههاى ايروان و الكساندراپول « 1 » بود . از اينرو روسها در اين بخش پادگان مجهز و نيرومندى مستقر كرده بودند . تأسيسات نظامى پراكنده در طول رودخانه و در قصبهى دليجان قديم ، در ديدگاه مسافرى كه از جادهى تفليس مىآمد ، بسيار خيالانگيز جلوه مىكرد .
مطابق خط سيرى كه از قبل براى خود تعيين كرده بوديم ، ما جادهى الكساندراپول را انتخاب كرديم ، در وهلهى اول به اين دليل كه ديگر از راهى كه صبح پيموده بوديم ، مجبور نبوديم دوباره بگذريم . رانندگان ، درشكه و ارابه را كنار چشمهى آبگرمى كه بنا به گفته ژروم اسمش لاگرت « 2 » بود ، متوقف كردند . محافظ تاتارى چشمه براى هركدام از ما به نوبت ليوانى از آب چشمه پر كرد و داد كه بسيار خنك ، ولى از لحاظ طعم و بو شبيه آبهاى معدنى ديگر بود . شايد در آينده حمام و تأسيسات مفصلى در همين محل باصفا بنا گردد ، ولى در روزهايى كه ما از آنجا مىگذشتيم ، شهرت چندان خوبى نداشت . چندى پيش ، افسرى با همهى افرادش كه در تعقيب عدهيى راهزن بودند ، در همين محل به هم مىرسند و راهزنان آنها را غافلگير و همه را دستگير مىكنند . البته اين سلاطين قهار جادهها چندان صدمهيى به آنان نمىرسانند . تنها دست و پاى آنان را محكم به تيرهاى تلگراف مىبندند و از محل دور مىشوند تا عبرتى براى ناظران باشد . اولين عابرانى كه از آن جاده مىگذرند با اعجاب تمام مىبينند كه سى نفر قزاق لخت و عور به فاصله بيست متر به بيست متر به تيرها بسته شدهاند و افسر فرماندهشان نيز در رأس همه است .
عامل اين ضرب شست شوخى مانند ، غير از دلىآقا « 3 » كس ديگرى نمىتوانست باشد . دلىآقا در حقيقت فرادياوولو « 4 » ى قفقاز و تاتارى است كه نام و كارهاى افسانه مانندش در سرتاسر اين سرزمين چون كفر ابليس معروف است . نقل مىكنند يكى از پزشكان دولت در وسط يكى از روزهاى روشن خود را از بد حادثه در دست
هامش
( 1 ) .Alexandrapol: اسم بعدى اين شهر لنيناكانLeninakanشد . م .
( 2 ) .Lagret( 3 ) .Deli - Agha: [ ديوانهى جنتلمن ] . م .
( 4 ) .Fra Diavolo: اين عبارت از كلمات ايتاليايىFraبه معنى برادر وdiavoloبه معناى شيطان تشكيل شده و عنوانى است كه ايتاليايىها بهMichel Pezzaداده بودند و او سردسته راهزنانى در بندر ناپل بود و بعدها كاروبارش تا آنجا بالا گرفت كه حتى در قبال دخالت در مسائل سياسى و دسيسههاى بين المللى از سران كشورهاى رقيب هم مستمرى و باج سبيل دريافت مىداشت . م .