نقاط بسيار مهم سوق الجيشى و محل تهيهى آذوقه و تداركات ، و در موقع نياز ، پناهگاه لشكريان روس به شمار مىرفته است . افسرى تعريف مىكرد : در آن ايام هيچ روزى نبود كه در پطروفسك مراسم جشن و مهمانى يا تدفين و خاكسپارى انجام نگيرد . البته اكنون ديگر عصر آن حماسهها گذشته و از آن روزهاى افتخارآفرين تنها خاطرهيى در يادها مانده است ، ولى در عوض پطروفسك فرداهاى بهتر و دوران درخشانترى در پيش دارد .
اينك طرح احداث راهآهن ولادى قفقاز و ادامهى آن تا اين شهر در دست مطالعه است و اگر به مرحلهى اجرا درآيد ، پطروفسك با اين لنگرگاه كم و بيش قابل اطمينانى كه دارد مهمترين بندر شمال درياى خزر محسوب خواهد شد .
به اميد روزهاى درخشان و پيشرفتهاى آيندهى اين شهر در حال حاضر بيش از اين وقت خود را در پطروفسك كه براى جهانگردان جاذبهى چندانى ندارد ، تلف نمىكنيم .
همان يك ساعتى كه براى صرف غذا در قهوهخانهى كثيفش گذشت و بىانصافها نام آن قهوهخانه را هتل ژرمانيا گذاشتهاند ، براى هفت پشت ما كافى است . بدون درنگ به سوى تميرخان شورا « 1 » پايتخت داغستان حركت كرديم . مسير راه از بالاى كوهى مىگذشت و از آن بالا چشمانداز شگفتانگيزى پيدا بود . در سمت چپ ، قلههاى پوشيده از برف كوهستانهاى لزگيستان « 2 » با غرور و شكوه سر برافراشته بودند . اما در سمت راست تا چشم كار مىكرد ، دشت هموار و شنزارى بود كه تا لب ولگا امتداد داشت و رنگ افق با كبودى آسمان و دريا درهم مىآميخت و كمكم به رنگ نامشخص و خاكسترى مانندى در مىآمد .
در مسيرمان از گردنههاى خوشمنظره گذشتيم و بعد به كنار چشمهيى گوگردى رسيديم و آنگاه بعد از گذشتن از چند قدمى دهكدهيى كه در پايين جاده واقع بود و ساكنان آن را تاتارهاى كوموك « 3 » تشكيل مىدادند ، به منزلگاه اتلى بويون « 4 » وارد شديم .
از اين منزل به بعد جاده تا دهكدهى بزرگ لزگىها به نام كالمبيك - آئول « 5 » سرتاسر رو به سرازيرى است و بعد از طى مسافتى از ميان دهكدهى كنير - كوموك « 6 » مىگذرد . اين ناحيه با توجه به خانههايى كه در انتهاى راهرو روبازى ساختهاند و همچنين قلعهيى كه در بالاى صخرهيى عمودى مستقيما بر اين دهكده مسلط است ، منظرهى زيبايى دارد .
هامش
( 1 ) .Temir - Khan - Shoura( 2 ) .Lezghistan( 3 ) .Koumouk( 4 ) .Atly - Boyun( 5 ) .Kalembeg - Aoul( 6 ) .Kanir - Koumouk