اندكى آن را از پاى درمى آورد از تحمل چنين عذابى ناتوان است . پس اگر مى توانيد بر جسم و جان خويش رحم كنيد و آن را از چيزى كه شما را طاقت و صبر بر آن نيست حفظ كنيد و به آنچه كه خداوند سبحان دوست مى دارد عمل كنيد و هر چه را خوش نمى دارد رها كنيد ، و چنين كنيد . و هيچ نيرو و توانى جز به يارى خداوند نيست .
اى بندگان خدا بدانيد آنچه پس از گور است سخت تر از آن است ، روزى كه در آن كودك پير و بزرگ فرتوت مىشود « و هر شير دهندهاى بچهء شيرى خود را از بيم فراموش مىكند . » و بترسيد « روزى را كه دژم و اندوه افزاست » « و سختى آن همه را در برگيرنده است » همانا بيم و شر آن روز چنان فراگير است كه فرشتگانى كه گناه ندارند و آسمانهاى استوار هفتگانه و كوههاى پا بر جا و زمينهاى گسترده از آن مى ترسند « و آسمان شكافته شود و در آن روز سست گردد » . و دگرگون شود « گلگونه و سرخ همچون روغن زيتون گداخته » « و كوهها همچون آب نما باشد » پس از آنكه سخت و استوار بوده است . و خداوند سبحان مى فرمايد : « و در صور دميده شود و هر كس كه در زمين و آسمانهاست مدهوش شود مگر آن كس كه خداوند خواهد » بنابراين ، چگونه خواهد بود حال كسى كه خداوند را با گوش و چشم و دست و زبان و شكم و فرج معصيت كرده است اگر خداى نيامرزد و رحمت نياورد .
و بدانيد آنچه پس از آن روز است سخت تر و ناگوارتر است ، آتشى كه ژرفاى آن بسيار و گرمايش سخت و عذاب آن تازه و گرزهايش آهنين و آبش خونابهء آميخته با چرك است . عذاب آن كاسته نمى شود و كسى كه در آن ساكن است نمى ميرد [ تا از عذاب خلاص شود ] خانهيى است كه خداوند سبحان را در آن رحمتى نيست و دعايى در آن مستجاب و پذيرفته نمى شود . با وجود اين ، رحمت خداوند كه همه چيز را در برگرفته است از اينكه بندگان را فرا گيرد عاجز نيست . « و بهشتى كه گسترهء آن چون گسترهء آسمان و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٠٨