دانست كه باشد چگونه بود ؟
جواب - چون ساره بشارت فرزند بشنيد طمعش افتاد كه مگر او را و شوهرش را جوان گرداند ، گفتن و ترسيدن بود بشرم و تعريض ، نه از آن انكار كردن قدرت ، كه هركس جوانى دوست دارد و قوت خواهد . نه بينى كه جبريل گفت همچنين بدين حال كه هستى :
قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ ، إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ .
« 1 »
] b 03 [
آنگاه ابرهيم جبريل را گفت بچه آمدهايد اى رسولان . قوله تعالى :
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
؟ « 2 » و گفت ابرهيم من هرگز نترسيدهام مگر اكنون . ايشان گفتند :
قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ، لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ .
« 3 » ما را بفرستاد تا قوم لوط را عذاب كنيم . ابرهيم گفت چگونه عذاب كنيد ايشان را و برادرزاده پدر من آنجا ، يعنى لوط . جبريل گفت ما را امر است كه او را برهانيم بسلامت .
ابرهيم را دو بشارت بود در آن وقت . يكى به فرزند و ديگر برهانيدن خويشاوند ، يعنى لوط عليه السّلام ، و هلاك شدن قوم لوط . قوله تعالى :
وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً .
« 4 » الاية .
آنگاه پس هفت روز ساره بار گرفت باسحق ، چون وقت زادن بود « 5 » سخت آمدش ساره را كه هرگز نزاده بود . هاجر از آن بخنديد . ساره از ان خشم گرفت ، بفرمود تا هاجر و اسمعيل را ببرد . « 6 » و ساره اسحق را بياورد فرزند خوب و نيكو تا از پشت او هزار پيغامبر آمد در بنى اسرايل . قوله تعالى :
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ .
« 7 »
هامش
( 1 ) - الذاريات 30
( 2 ) - الذاريات 31
( 3 ) - الذاريات 32 ، 33
( 4 ) - الانبياء 71
( 5 ) - آمد
( 6 ) - ببردند
( 7 ) - هود 71