تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
سَرِيًّا .
« 1 » يعنى نهرا صغيرا . خداى تعالى بقدرت خويش چشمهء آب خوش پديدار آورد و آب روان شد ، تا مريم عيسى را و خود را بشست بدان آب . آنگاه جبريل عليه السلام گفت يا مريم آن درخت خرماى خشك شده را بجنبان تا چه بينى . قوله تعالى :
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ .
« 2 » مريم آن درخت بجنبانيد در ساعت آن درخت خرما برگ بيرون آورد و خرماى گزيده بر آورد و پخته شد ، و مريم از آن خرما بخورد و قوّت يافت ، و جبريل دلش خوش كرد :
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً .
« 2 » گفت ازين خرما بخور و از اين آب ، و چشم روشن دار بدين فرزند كه آوردى .
فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً
« 3 » و اگر كسى از آدميان بينى ،
فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً .
« 3 » بگوى كه من امروز با كس سخن نمىگويم چه من بروزه‌ام . و شريعت آن زمانه چنان بود كه اگر كسى روزه داشتى با كس سخن نگفتى و هرچند او را روزه روا نبود . معنى آن بود كه گفت من نذر روزه كرده‌ام و با كس سخن نمىگويم . و در تورية چنين است كه : الصمت اوّل العبادة . خاموشى ايشان را همچنان عبادت بود كه اكنون ما را اعتكافست . و بعضى گويند كه
] a 671 [
مريم خود از بيت المقدس بيرون نيامد هم در مسجد ستونى بود از خرما كه بعضى از بناء مسجد برو بود . چون او را درد بگرفت آن ستون را در كنار بگرفت و بر پاى آن بار بنهاد . در ساعت زير ستون چشمهء آب پديد آمد و هم از آن ستون خرما پديد آمد و لكن هذا ليس بصحيح . آنگاه مريم عيسى را بگرفت و بنزديك قوم خود بازآمد آن زهّاد و
هامش
( 1 ) - مريم 24 ( 2 ) - مريم 25 ( 3 ) - مريم 26