بديدند ، بدانستند كه در آنجاست . آره برنهادند و درخت را از بالا بدونيم كردند همچنان با زكريّا .
گويند چون دندانهء آره به دو رسيد بناليد ندا آمد كه يا زكريّا اگر بيش بنالى نامت از ديوان انبيا محو كنيم . زكريّا صبر كرد تا همچنانش به دو نيم كردند .
كلبى گويد با بعضى از قاصّان كه زكريّا را عليه السّلام سه بار بكشتند و حق تعالى او را زنده كرد تا آنگاه كه بناليد . ليكن اين قول درست نيست .
درست آنست كه دعا كرد كه الهى مرا تو تنها ممان كه تو بهترين ميراث كنندگانى . قوله تعالى :
رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ . فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى
« 1 » اجابت كرديم او را و يحيى بداديم ، و ز پس او را بصلاح آورديم يعنى داننده گردانيديم .
اين بود قصّهء زكريا .
قصهء شصت و هفتم يحيى عليه السلام
قوله :
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ .
« 2 »
حق تعالى دعاى زكريّا را مستجاب كرد و چون يحيى فرزندش داد كه او را سيّد خواند ، و هيچ پيغامبر را در قرآن سيّد نخواند ، چنان كه گفت :
] a 841 [
وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ .
« 3 » سيّد است بعلم و تقوى و عبادت .
و در اخبار آمده است كه از جملهء بنى اسرايل از فرزندان ابراهيم و اسحق و يعقوب عليهم السلم هفتاد هزار پيغامبر بودند . هيچكس بزرگوارتر و پاكيزهتر
هامش
( 1 ) - الانبياء 89 و 90
( 2 ) - الانعام 85
( 3 ) - آل عمران 39