تا بدانم . قال اللّه تعالى :
أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً .
« 1 »
و در شريعت زكريّا آن بود كه روزه داشتندى هم از خوردنى و هم از گفتنى .
ديگر گويند سه روز زبانش گران شد . سخن نتوانست گفتن مگر باشارت انگشت ؛ آنگاه زبانش بگشاد . قوله تعالى :
وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً ، وَ كانَ تَقِيًّا
« 2 » . حق تعالى يحيى را گفت بر طريق مدح كه كريمدل بود و نيكخواه و گزيده و نيكوكردار و پرهيزگار بود . قوله تعالى :
وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا .
« 3 » گفت نيكوكار با مادر و پدر خويش ، و گردنكش نبود . باز گفت :
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ .
آية . « 4 » گفت سلام من بر وى آن روز كه بزاد و آن روز كه بميرد و آن روز كه برانگيزد . و سلام حق امن بود و تحيّت و نواخت . چنان كه گويند روز قيامت همه پيغامبران را از امّت بپرسند و رسانيدن رسالت ، مگر يحيى را .
در خبر آمده است كه روز قيامت هفتاد هزار فريشته گردبرگرد يحيى عليه السّلام ايستاده باشند كه با وى همى روند تا ببهشت ، و خود را درو مىمالند تقرّب و تبّرك را .
و به قصّه چنان آمده است كه يحيى پيش پدر سخن نگفتى مگر بدستورى ، تا زكريّا او را گفت يا پسر از آدميان مرا كس از تو دوستر نيست . چرا سخن نگوى با من ؟ گفت اى پدر اگر سخن گويم از دو بيرون نيست يا تو را خوش آيد يا نيايد ، اگر خوش
] b 941 [
آيد باشد كه رضاى حق تعالى اندر آن نبود ، و اگر ناخوش آيد ترسم كه حق تعالى مرا بگيرد .
و چنين گويند كه هرگز پيش مادر و پدر ننشستى مگر به دو زانو و اگر خدمتى بودى مادر را او كردى . كما قال اللّه تعالى :
وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ
« 4 » . الآية .
هامش
( 1 ) - آل عمران 41 -أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا .و جاى ديگر گفت : . . .ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً .( ن )
( 2 ) - مريم 13
( 3 ) - مريم 14
( 4 ) - مريم 15