قصهء پنجاه و نهم داود عليه السلام
قوله تعالى :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ .
« 1 »
امّا داود از بنى اسرايل بود و از فرزندان يهودا بود . و داود را چهار برادر بود ازو بزرگتر . ليكن نبّوت او را بود ، و حق تعالى او را اختيار كرد . بتن قوى بود و جملهء گوسفندان برادران او نگاه داشتى ، و بيشتر بدشت و بيابان بودى ، و با آن كار و رنج بسيار تسبيح و نماز نگاهداشتى « 2 » تا آنگاه كه حرب جالوت افتاد .
و قصّهء جالوت چنان بود كه او از فرزندان عملاق بود ، و از عاديان بود ، و دشمن بنى اسرايل بود ، و غزو بنى اسرايل بيشتر بسوى عملاقيان بود . از وقت يعقوب عليه السّلام تا وقت سليمان عليه السّلام ، هر پيغامبرى كه بودى حرب ايشان بسوى عملاقيان بودى .
و در
] b 221 [
بنى اسرايل مملكت و نبوّت در هر خاندان كه بودى و در هر سبطى كه بودى مىگشتى و گويند كه بنى اسرايل از پيغامبرى خالى نبودى ، و ميان اين رسول تا رسول ديگر پيغامبران بودندى تا ديگريرا حق تعالى رسالت دادى ، و در بنى اسرايل علامتى بود و نصرتى بود مر ايشان را ، و آن تابوت بود .
قوله تعالى :
أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ .
« 3 »
و قصّهء تابوت آن بود كه چون آخر عهد موسى بود عليه السّلام ، دعا كرد كه الهى بنى اسرايل بندگان تواند ، و ايشان را دشمنان بسيارند ، چيزى بده كه ايشان را حجّت بود و نصرت ، و قهر دشمنان . حق تعالى بموسى امر كرد كه
هامش
( 1 ) - ص 26
( 2 ) - تسبيح و نماز مىكردى
( 3 ) - البقرة 248