پس يونس دل ماهى اختيار كرد .
بقصّه چنين آمده است كه چهل روز آن ماهى دهن فراز نكرد تا بر يونس رنج كمتر رسد « 1 » ، زيرا كه يونس گزيدهء حق بود و بر دوستان كار تنگ نبود . « 2 »
و اهل اشارت گفتهاند كه شكم ماهى زندان بود بر يونس ، و دوزخ زندان بود بر مؤمنان ، چون بنده عارف بود او را زندان راحت بود نه عقوبت ، چنان چون يونس را .
و در قصّه آمده است كه چهل روز آن ماهى طعام و شراب نخورد ، و آرام نگرفت ، و با يونس تسبيح مىكرد ، و يونس از ان تسبيح كه در شكم ماهى مىكرد ذرهء كم نكرد . قوله تعالى :
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 3 » . اگر نه از مسبّحان بودى من او را در شكم ماهى مى داشتمى تا قيامت .
اهل اشارت
] a 611 [
گفتهاند كه يونس نجات يافت بتسبيح « 4 » كه او را قديم بود چه عجب كه مؤمن نجات يابد بمعرفتى كه او را قديم بود .
سؤال - چه حكمت بود كه يونس را در شكم ماهى بازداشت بعد آنكه او را زندانهاى بسيارست در دنيا ، و همه دنيا زندان اوست ؟
جواب - بعضى گفتهاند كه سبب بازداشتن يونس در شكم ماهى آن بود كه ماهيان را درد و بيمارى بود در دريا بسيار كه از تسبيح و ياد كرد حق تعالى بماندند . دعا كردند كه الهنا چون آدميان را درد و بيمارى همىرسد « 5 » داروها دادهء كه سبب عافيت ايشان بود . ما نيز خلقان توايم و مسبّحان توايم . ما را دارويى سبب گردان تا ما را بدان راحت بود . پس حق تعالى سبب كرد تا يونس
هامش
( 1 ) - رنج نرسد
( 2 ) - و يونس آشنا بود و بر آشنا كار تنگ نباشد ( بيا ) - و حق تعالى با دوستان كار تنگ نكند . ( ن )
( 3 ) - الصافات 143 - 144
( 4 ) - بتسبيحى
( 5 ) - بيمارى دهى