بفرستاد تا بيامد و كوهى بر سر ايشان بداشت يك فرسنگ در يك فرسنگ ، همچندانى كه لشكر ايشان بود تا نزديك رسيد چنان كه خبر داد :
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ .
« 1 » قوله تعالى :
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ .
« 2 » و آنچنان بود كه جبريل كوه فرو مىآورد . موسى بانگ مىكرد بگيريد توريت را :
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ
« 3 » . چون بديدند كه كوه بريشان نزديك آمد ، همه به سجده رفتند .
يكى نيمهء روى بر زمين نهادند و يك نيمه
] b 49 [
بسوى كوه مىنگريستند تا بر ايشان فرود مىآيد يا نه . و ازين معنى است كه سجدهء جهودان بيك نيمهء روى باشد . آنگاه بپذيرفتند به سختى از بيم عذاب .
فامّا قاصّان گويند كه مردى بودست نام [ او ] عاج بن عوج ، كوه او برداشت ، و اين دروغست كه آرنده و بردارندهء آن كوه جبريل بود . چون توريت بپذيرفتند جبريل كوه باز جاى خويش برد و درست اينست .
پس بنى اسرايل مىبودند بر آن جمله و شريعت مىورزيدند همچنان بدشخوارى ، و در هر چيزى حيله مىكردند تا از بس سختى و دشخوارى كه مىكردند كار بديشان سخت و دشخوار مىشد . و رسول را گفتهاند صلّى اللّه عليه و سلّم : لا تشدّوا اموركم على انفسكم فانّ بنى اسرايل شدّد و افشدّد اللّه عليهم .
پس چون روزگار برآمد بنى اسرايل بيامدند و موسى را گفتند ما را وعده كرده بودى كه ملك تعالى ما را عطايى دهد كه ما را بر جهانيان فضل بود .
موسى گفت تا من از ملك تعالى بخواهم . موسى چند روز دعا همىكرد و بنى اسرايل همچنين تقاضا همىكردند تا يك روز همه مهتران گرد آمدند ، و گفتند كه موسى همىگويد كه خداى تعالى با من سخن مىگويد ، نيست اين چنين كه او مىگويد ، اگر درستست بايد كه كلام حق نيز ما را بشنواند
هامش
( 1 ) - الاعراف 171
( 2 ) - النساء 154
( 3 ) - البقرة 93