مىكنند . ملك تعالى وحى فرستاد بموسى ، كه تو مرو و ترا جدايى نيست ازيشان ، و ليكن آنكه مىگويند كه بازگرديم و از بيابان بيرون رويم نتوانند بيرون آمدن كه من راه بريشان بسته كنم . قوله تعالى :
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ
« 1 » آلاية . يا موسى غم مخور بريشان و رحم مكن برين قوم بىفرمان ببودن درين بيابان .
پس گفتند يا موسى چه باشد كه از ملك تعالى بخواهى تا آن وعدههاى ما راست كند و آن شريعت و كتاب كه وعده كردهء ما را بفرمايد تا ما بدان بر ديگران فخر كنيم و فضل گيريم .
پس موسى علما و صلحاء بنى
] a 49 [
اسرايل را بخواند و نماز كردند و دعا كردند هفت شبانه روز ، و از ملك تعالى بخواستند كتاب و شريعت . جبريل آمد عليه السّلام كه ملك تعالى اجابت كرد و بفرمود كه برويد و هفت روز روزه داريد ، و سر و تن بشوييد ، و زنان و كودكان را پاكى فرماييد . همچنان كردند و منتظر مىبودند . ملك تعالى توريت را بفرستاد بيكبار و دفترهاء بسته بزفان عبرى چهل دفتر . چون جبريل بياورد ، موسى بگرفت و بر بالايى رفت و گفت يا قوم ملك تعالى اين كتاب بزرگ و عزيز بفرستاد و شريعت نيكو .
بدانيد كه درين كتاب هفت هزار امر است در طاعت ، و هفت هزار نهى است از معصيتها ، و هفت هزار موعظه است . و هفت هزار احسانست .
چون بنى اسرايل بشنيدند گرانشان آمد . گفتند ما طاقت اين نداريم و اين بجاى نتوانيم آوردن . همه جمله شدند بيكبار گفتند نپذيرفتيم .
قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا
« 2 » . موسى تنگدل شد و گفت يا قوم چگونه مردمانيد شما .
دعا كرد و گفت يا ربّ مرا ازين قوم ملال گرفت . ملك تعالى جبريل را
هامش
( 1 ) - المائدة 26
( 2 ) - البقرة 93