( در خور اين بحث روشن ، سورهء بيست و چهار * پرده از روى حقيقت كشف كرده آشكار ) « 1 »
( عفو قاتل ، نقش استحباب دارد بر امام ع * پس منافاتى ندارد در وصيّت با كلام )
بخداى بىهمتا سوگند كه از من از مرگ هراسى ندارم
بر خدا سوگند دارم با دلى مسرور و پاك * من ندارم در دل اندر از هجوم مرگ باك
در تلاقى رنجشى بر من ندارد چونكه من * ( نيكبختى را در آن بينم بنفع خويشتن )
من براى مرگ ، آنم كه كسى جوياى آب * ( سوى چشمه رهسپار است و روانه با شتاب )
همچو خواهانى كه بر خود آرزو را يافته * ( بهر نفس خويشتن ، اجر نكو را يافته )
( در خور ابرار گفته ، آل عمران آيهاى * بر سر هر نيكبختى از سعادت سايهاى ) « 2 »
گوينده چنين گفت : پارهاى از اين كلام شيرين و گفتار دلنشين در خطبهء 149 نهج البلاغه گذشت
پارهاى از اين كلام دلنواز و دلنشين * با معانى خوانده شد در خطبههاى پيش از اين
اين سخن را ليك در مبحث فزون پنداشتم * زين جهت آن را بناچارى مكرّر داشتم
بخشش و عفو على نقصان ندارد ( ناهيا ) * هر قلم آن را بنوعى مينگارد ( ناهيا )
( از مؤلّف ) يا على : درياى عفو و كرم تو ساحل ندارد .
در فضاى عفو تو مرغ تفكر خسته شد * پر زد و آخر سراسيمه بلانه بازگشت
گم شد و راه كرانه پيش روى خود نيافت * با هر از افسوس و غم بر آشيانه بازگشت
هامش
( 1 ) سورهء نور - آيهء 22أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
( 2 )وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِسورهء آل عمران ، آيهء 198