پاداش مرد ، در مقابل كاريست كه بلياقت انجام داده و باستحقاق به بهره نشانده .
پس پاداش نيكوكارى به نيكوكار ميرسد و كيفر زشتكارى به زشتكار .
3 ( در ازاء كار نيكو ، اجر نيكو بردن است * در ازاء زشتكارى ، تير ذلّت خوردن است )
ميبرد پاداش ، مردى كه نكوكارى نمود * ( نى كسى كه آورد اسباب زحمت بر وجود )
مرد ، وارد مىشود ، جائى كه قبلا ساخته * ( جايگاهى كه براى خود معيّن ساخته )
( بيشتر روشن نمود اين بحث ابن بو الحديد * كاختيار خير خم رفت از زياد ناسعيد )
( او نكوئىهاى مولى را تلافى داشت بس * از على ( ع ) تقبيح كرد آن ناسپاس بو الهواس )
( دشمنىها كرد و ايضا ناسزاها گفت بيش * بر عليه او ره ظلم و عداوت رفت بيش )
( تا عبيد اللّه كه او را زاده بود و نور عين * كربلا را كرد ميدان عداوت بر حسين ( ع )
پس درود آن را كه ( ناهى ) اهل باشد بر درود * نى كسى را كه فساد و فتنه آرد بر وجود
پايان نامهء 21