( بر عذار خويش ، رنگى از خشونت بر نيار ) * چون كسى كه مايل است آغاز دارد كارزار
همچو كسر شأن باشد بر تو دورى از حريف * باشى آنگه ، در نظرگاه حريف خود ضعيف
بلكه بين لشكرت آماده باش و گوش زنگ * صادر آيد تا ترا از جانب من امر جنگ
چون شروع اين چنين پيكار ، قبل از امر من * ( مر شما را زشت خواهد بود و سخت و دل شكن )
هم زيان آن بود از بهرهء آن بيشتر * مرحبا بر مرد بىپروا و دور انديشتر
كينه و دشمنى ، پيش از اتمام حجّت و دعوت ايشان به راه حقّ ، شما را بجنگ با ايشان وادار نسازد .
4 در محاذات عدو ، اتمام حجّت لازم است * در پى آن بر طريق حقّ ، دعوت لازم است
قبل از آنكه بر فراز آريد دود كينهها * دعوت حقّ را فرود آور درون سينهها
تا مبادا ، كينه جاى حق و دعوت پر كند * در چنين صورت عداوت جاى حجّت پر كند
چون كه جنگ از روى كينه با هوس باشد قرين * پس كجا ماند رضاى خالق جان آفرين
يا على ( ع ) آموزش جنگى بناهى لازم است * ورنه از وى اضطرارا داد خواهى لازم است
پايان نامهء 12