مقدمه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه الاوّل بلا اوّل كان قبله و الآخر بلا آخر يكون بعده الّذى قصرت ان رؤيته ابصار النّاظرين و عجزت ان نعته اوهام الواصفين .
حمد افزون از احصاء ، و بيرون از شمار مر خدائى را كه آدم را از عدم آفريد و بر پيكر او روح انسانّيت دميد ، هستى را از نيستى بوجود آورد و در محور مشيّت و مجال اراده قرار داد .
نسل انسان و تناسل حيوان را در نطفهء عفن در صلب ، و ماء مهين در پشت ، تمكين بخشيد و بر رحم انتقال داد تا عهد معهود و روز موعود انتظار بكشد .
من بيچاره چه بودم ز كجا آمدهام * قبل از اين نيز نبودم ، ز كجا آمدهام ؟
از نهانخانهء ارحام نساء آمدهام * فكر بايد بنمايم كه چرا آمدهام
آمدم تا مسئووليّت خود را بدانم و هدف اصلى را دنبال نمايم . مراد از خلقت انسان ، ايصال او بكمال است و اعادهء او بحسن مآل ، امّا اگر خود را محدود سازد و موجوديّت خود را در ماوراء ابديّت نبيند در هالهاى از ابهام فرو ماند و خود را بقهقرا كشاند .