تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦

نامهء 60 از نامه‌هاى آن بزرگوار به حكمرانانى كه لشكرش از زمين‌هاى حوزهء حكومت آنها مىگذرد .

1 اين نوشتاريست از عبد خداى مهربان * يعنى از ابن ابيطالب ، امام انس و جان و اصل آيد تا بدست حكمرانان در بلاد * ( تا كه در تصميم من ، از آن نمايند استناد ) حمد بر ايزد ، درود جاودانه بر رسول ( ص ) * خطّ مشى است اين كتابت بعد از آنكه شد وصول لشكرى را جانب دشمن نمودم رهسپار * كاختيارا راه ايشانرا گزيدم زان ديار امر و نهى اضطرارى را بايشان گفته‌ام * نفى آزار و بدى را طىّ فرمان گفته‌ام دستشان را بسته‌ام از هر تطاول در سفر * كرده‌ام از هر تعدّى و تجاوز ، بر حذر من مبرّى هستم از آزار ايشان بين راه * چون همى گويم شما را آنچه گفتم بر سپاه گر زيانى بر رعيّت وارد آرد اين سپاه * روى دوش من نخواهد بود بار اين گناه چون شما را از زيان امر آگه ساختم * در حقيقت دامن خود را منزّه ساختم جز كسى كه در گرفتارى براى سدّ جوع * در تجاوز بيگناه آيد ، به رفع شدّ جوع سير گردد خويش و اسبش تا حدود اكتفاء * دور باشد از هجوم مرگ ، در اين ابتلاء ( آن كسى كه در فشار جوع گشته ناتوان * او بيك سيرى شود از مرگ حتمى در امان )
پس اى فرمانروايان : جز در موارد اضطرارى و استثنائى فوق ، سپاه را از تجاوز باز داريد و از تطاول بر حذر :
2 گر گروهى بر تجاوز دست يابد ( نكلّوا « 1 » ) * جانب ظلم و ستمكارى شتابد ( نكّلوا ) از تطاول « 2 » دور بايد ، دست آن كه جاهل است * ( گوشمال ، آن را كه ، بر اين عهد ، ست و عاطل است )
هامش
( 1 ) عقوبت كنيد ( 2 ) دست درازى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 246 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى