تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦

نامهء 49 از نامه‌هاى آن بزرگوار بمعاويه ( در محور پند و موعظه )

1 در قبال حمد افزون بر خداى اين جهان * تهنيت‌هاى فراوان بر رسول ( ص ) مهربان دهر غدّاره به انسان جاى سرگرميستى * منتهى خواهد شد آخر بر زوال و نيستى مىكند مشغول بر خود ، فرد بىپرهيز را * تا به نسيان در كشاند روز رستاخيز را قبل از اينكه اهل دنيا گردد از آن بهره‌ور * مىشود در قلب ايشان حبّ دنيا بيشتر ( جملگى باشند بر زيبائى آن شيفته * آنچنان كه طالبان دين به قرآن شيفته ) هر چه يابند از متاع دهر ، سود بهترى * در پى آن مىنمايند آرزوى ديگرى پس به آنچه دستيابند از متاع دلنواز * مىنباشند از متاع دهر باقى بىنياز حال آنكه بهر ايشان در پى گرد آورى * هست بين مال و آنها فرقت درد آورى در قبال حبّ دنيا و بجان آميختن * بيگمان خواهد شد آخر ، حكم برهم ريختن
اى پس ابو سفيان : اگر از گذشته‌ها پندگيرى و عبرت پذيرى و در باقيماندهء عمر تعقّل و تدبّر نمائى ، بهره‌ور خواهى شد .
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
( قرآن كريم ) « 1 »
2 يابن بو سفيان ، اگر زانچه ز عمرت بر گذشت * پندگيرى عاقلانه ، از روند سر گذشت بهره‌گيرى زانچه از عمر تو باقى مانده است * ( پيش از اين هر كس بنوعى اسب عبرت رانده است ) بهره‌ور خواهى شد آخر ، گر نمائى اهتمام * عمر خواهد يافت خواهى يا نخواهى اختتام پس درودم بر كسى كه اهل باشد بر درود * ( پند گيرد از گذشت زندگانى هر چه زود )
هامش
( 1 ) سورهء تحريم ، آيهء 8