تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
نزول ، عايشه براى يافتن گردن‌بند گمشده‌اش از لشكرگاه بيرون رفت و چون برگشت مسلمين رفته بودند ناچار در همان‌جا توقف كرد تا آن‌كه صفوان بن معطل سلمى ذكوانى كه بعد از كاروان حركت مىكرد برسد و عايشه سوار بر شتر شد و صفوان زمام شتر را گرفت تا به مسلمين رسيد ، اما اهل افك ( اهل تهمت و دروغ بستن ) به تهمت زدن و شايعه سازى پرداختند به حدى كه موجب رنجش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله شد « 1 » و با عايشه حرف نزد ، تا آنگاه كه آيات افك نزول كرد و اصحاب افك ( چون عبد اللّه ابى سلول ، زيد بن ابى رفاعه ، حسان بن ثابت ، سطح بن اثاثه و حمته بنت حجش ) حد خوردند . ( منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 279 - مجمع البيان ، ج 17 ، ص 107 )

افنان ( ا )

ذَواتا أَفْنانٍ
( رحمن - 48 ) - از ريشه فنن به معناى شاخه‌هاى سبز برگ درخت مىباشد . اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد و در وصف درختان بهشتى ذكر شده . ( دانستىهايى از قرآن كريم - ش 15 - ص 64 )

اقتاب ( ا )

در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از جمله ( - ) نوشت افزار قرآن

اقتربت الساعه

- سورهء اقتربت الساعه

اقرأ ( ا ر ء )

- سورهء اقرأ

اقراء ( ا )

ياد دادن قرائت قرآن به كسى و پس گرفتن از او . كسى كه مباشر اين نوع تعليم است مقرى ناميده مىشود . ( فروغ قرآن ، ص 4 )

اقسام آيات قرآن

آيات قرآن مجيد به‌طور كلى به 12 قسم تقسيم شده است : 1 . محكم 2 . متشابه 3 . ناسخ 4 . منسوخ 5 . خاص 6 . عام 7 . مجمل 8 . مطلق 9 . ظاهر 10 . باطن 11 . مقيد 12 . مبهم ( تاريخ نزول ، ص 39 )

اقسام قرآن

يا ( - ) سوگندهاى قرآن

اقلاب ( ا )

در اصطلاح تجويد تبديل كردن نون ساكنه است به ميم ساكنه و اين حالت فقط نزد حرف « ب » پيش مىآيد . ( حلية القرآن ، ص 83 )

اقلابه ( ا ب )

در مكه براى پسر بچه‌اى كه اولين دفعه قرآن را تمام كرده جشن مىگيرند و آن را اقلابه مىگويند . وقتى ثلث يا نصف قرآن را خوانده باشد جشن اشرافه گرفته مىشود ( تاريخ قرآن ، ص 256 ) .

اقلام ( ا )

وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ
( لقمان -
هامش
( 1 ) . اما قسمتى از شأن نزول ( يعنى تحت تأثير موج شايعه قرار گرفتن حضرت ) تناسبى با مقام نبوت و عصمت ندارد و بخشى نيز با تاريخ صحيح سازگار نيست جايى كه از سعد معاذ به نحوى ياد مىگردد در حالىكه او قبل از اين جريان فوت كرده بود ( مكتب اسلام ، ش 278 ، ص 24 )