ماهى كه كشتار در آن حرام شده . اعراب طى اين ماهها كينه و كدورت را كنار گذاشته و جنگ و جدال نمىكردند بطورى كه اگر يكى قاتل پدر خود را مىديد حتى سخن تندى هم به وى نمىگفت .
اعراب در اين ايام آزادانه به معاشرت و تجارت مىپرداختند و اسلام نيز اين سنت را تأييد نموده و در سورهء توبه ( آيهء 36 ) از اربعة حرم ( چهار ماه حرام ) ياد كرده كه نزد اكثر مفسران همان ماههاى ذى قعده و ذى حجه و محرم و رجب است .
( مجمع البيان - مروج الذهب ، ج 1 ، ص 557 - معارف و معاريف ذيل ماه - و . . . )
اشهر معلومات ( م )
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ
( بقره - 197 )
شهرهاى ( ماههاى ) حج هستند . مراسم حج در ماههاى شوال و ذى قعده و ذى حجه صورت مىگيرد .
اصحاب اخدود ( ا )
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
( بروج - 4 )
در سورهء بروج ( آيهء 4 الى 10 ) به قصّه ايشان اشاره شده و مفاد آنچنان است كه عدهاى باعث شدند جمعى از مردان و زنان مؤمن را در خندق آتش بيفكنند . اما در اين مورد كه اصحاب اخدود كيانند نقلها مختلفند ، از جمله اينكه ياران دانيال نبى بودند كه در برابر تمثال بخت النصر به سجده نيفتادند . يا مؤمنانى كه سخن يكى از پادشاهان مجوس را دربارهء ازدواج با خواهرش نپذيرفتند . يا نصاراى نجران ( شمال يمن ) كه تهديد ذو نواس آخرين شاه حمير در يمن را ( كه به دين يهود در آمده بود ) براى قبول دين يهود نپذيرفتند و اين ماجرا ( كه به صور مختلف نقل شده ) مصداق معروف اصحاب اخدود معرفى شده است .
اصحاب اعراف ( ا )
وَ نادى أَصْحابُ الْأَعْرافِ
( اعراف - 48 )
كلمهء اعراف دو بار در قرآن مجيد وارد شده : يك بار به صورت
« أَصْحابُ الْأَعْرافِ »
( اعراف - 48 ) و يك بار به صورت
« وَ عَلَى الْأَعْرافِ »
( اعراف - 46 ) و هر دو مربوط به روز قيامت و مواقف و منازل آن . از آيات استفاده مىشود كه اعراف مقام بلندى است كه رجالى بر آن تسلط دارند و اين مقام ميان بهشت و دوزخ قرار گرفته و شخصيتهايى مسلط بر آن بر همهء بهشتيان و دوزخيان اشراف دارند . ( و طبق روايات اعراف مكان بلندى است كه ميان بهشت و دوزخ واقع شده و يا اعراف راهى است ميان بهشت و دوزخ ) و اما درباره اينكه اعرافيان ( اصحاب اعراف ) چه افرادى هستند ، در كتب تفسير اقوال گوناگونى وجود دارد كه برخى از آنها كاملا مردود و از درجه اعتبار ساقط است چرا كه آيات مذكور از جملهء آيات مشكلهء قرآن است و نمىتوان تفسير به رأى كرد و به قول مفسرين هم نمىشود اعتماد نمود و لذا به آنچه از اخبار اهل بيت در دست است بايد اكتفا نمود . بطورى كه از اخبار وارد در ذيل آيات استفاده مىشود اصحاب اعراف دو دستهاند :
الف - انبيا و اوصيا آنها . و در بعضى اخبار پيغمبر ما و اوصياى طاهرين او ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) مىباشند و اينها بر اعراف كه تل بلندى بين بهشت و جهنم است ايستاده و تمام اهل بهشت و جهنم را به سيماى آنها مىشناسند و علو آنها بر اهل بهشت و جهنم معلوم شده و همه آنها را مشاهده مىكنند .