تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧

قصص قرآن

تعبيرى است در مورد آن قسمت از آيات قرآن مجيد كه به شرح ملت‌ها و شخصيت‌ها اختصاص يافته است و گفته‌اند قرآن داراى 268 قصه است و بررسى و شناخت قصه‌هاى قرآنى خود يك شعبه از علوم قرآنى را تشكيل مىدهد . قرآن‌پژوهان براى قصص قرآن فوايد و انگيزه‌هايى برشمرده‌اند چون : 1 . موعظه و تهديد مشركان . 2 . معرفت به تاريخ گذشتگان . 3 . شناخت چند و چون حركات ( فلسفه ) تاريخ . 4 . قصص انبيا جزو برترين معارف آن روزگار بوده است . 5 . اعجاز ادبى قرآن در اسلوب محاوره‌اى ( فن بلاغت در بيان كردن مفاهيم در قالب داستان ) . 6 . پند گرفتن از سرگذشت پيشينيان و سبب هلاكتشان ( كه غالبا شرك و فساد و طرد انبياى عظام الهى بوده است ) . 7 . اساس اديان الهى و هدف مشترك اديان و پيروزى پيامبران . 8 . آموزش به مسلمانان و تثبيت عقايد اسلامى و اثبات رسالت حضرت محمد ( قرآن‌پژوهى ، ص 52 الى 55 - رسالت قرآن در عصر رسالت ص 226 - و . . . )

قضا ( ق )

اين لفظ در قرآن در چندين معنا به كار رفته كه هريك نوعى فيصله دادن و تمام كردن است . 1 . اراده -
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً
( بقره - 117 ) 2 . حكم -
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا
( اسراء - 23 ) 3 . خبر دادن -
وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ
( اسراء - 4 ) 4 . فعل -
فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا
( طه - 72 ) 5 . تمام كردن -
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ
( قصص - 29 ) ( قاموس قرآن )

قضم

در زمان رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) از جمله ( - ) نوشت‌افزار قرآن

قطع

در اصطلاح انصراف قارى از ادامهء قرائت قرآن و اشتغال به كارى ديگر است . قطع فقط بايد در انتهاى آيات صورت پذيرد و پس از قطع اگر دوباره تصميم به قرائت گرفته شود مستحب است كه از لفظ استعاذه استفاده گردد . ( روزنامهء كيهان ، 30 / 2 / 1376 ، ص 6 )

قطعى الصدور

قرآن قطعى الصدور است يعنى صدور آن از جانب خدا قطعى است

قف ( ق )

- رموز وقف ( 10 )

قفه ( ق ه )

- رموز وقف ( 13 )

قلا ( ق )

- رموز وقف ( 11 )

قل اعوذ ( ق ا )

دو سورهء آخر قرآن مجيد ( فلق و ناس كه معوذتين ناميده شده آغاز مىشوند با « قل اعوذ »
( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ )
و
( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ )
.

قلب آثم ( ث )

وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ