تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

قارعه ( ر ع )

الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
( قارعه - 1 تا 3 ) 1 . نام يكى از سوره‌هاى قرآن مجيد - سورهء قارعه . 2 . بسيارى از مفسران گفته‌اند كه قارعه يكى از نام‌هاى قيامت است ( تفسير نمونه )

قارون

إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ
( قصص - 76 ) به موجب قرآن او از بنى اسرائيل بود ولى راه تعدى و تكبر پيش گرفت . او ثروت ( كلان ) خويش را مايهء افساد قرار داده بود و آن را در اثر لياقت خود مىدانست و به رخ مردم مىكشيد . او در بدكارى در رديف فرعون و هامان بود و به نظر مىرسد كه نزد فرعون مقام عالى داشت و حضرت موسى عليه السّلام را ساحر خواند . او با خانه‌اش در زمين فرو رفت ( در سوره‌هاى قصص 76 و 77 و 78 و 79 و 81 - غافر 24 - عنكبوت 81 ) . نوشته‌اند اين قارون با قورح مذكور در تورات ( در سفر خروج ) داستان مشابهى دارد . قورح پسر يصهار چون در ميان بنى اسرائيل تفرقه افكند ، به نفرين حضرت موسى عليه السّلام زمين شكاف خورد و او را بلعيد . به نوشتهء اصحاب قصص قارون با تبانى زنى حضرت موسى عليه السّلام را به مراودهء با وى متهم ساخت ، اما زن به پاكى و عصمت آن حضرت اقرار آورد . ( قاموس قرآن - اعلام قرآن )

قارى

خوانندهء قرآن مجيد 1 . قرائت‌شناس مبتدى را گويند كه حد اقل سه گروه از قراآت را جدا جدا بشناسد ( قرآن‌پژوهى ، ص 27 ) 2 . در اصطلاح خاص عنوان عده‌اى شد كه قرائتشان مورد توجه قرار گرفته است چنان‌كه عنوان هريك از قراء سبعه و يا قراء ثمانيه يا قراء عشره مىباشد .

قارى منتهى

قارى با سابقه و ماهر و مجرب كه اكثر قراآت را بشناسد . ( قرآن‌پژوهى ، ص 27 )

قاضيه

- سورهء قاضيه

قاف

نام سوره‌اى است در قرآن مجيد - سورهء ق

قاف و لام

كنايه از « قل » و اشاره است به آيه :
« إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
بقره 117 - آل عمران 47 ( لغت‌نامه )

قانع

أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ
( حج - 36 ) كسى است كه چيزى به او بدهند قناعت مىكند و راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى ندارد . ( تفسير نمونه )

قاهر

« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ »
( انعام - 18 ) توانا و خشم‌كننده . مستولى بر جميع موجودات . از اسماى صفات الهى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 90 و 147 )

قبله ( ق ل )

فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
( بقره - 144 ) قبله كعبه است در ميان مسجد الحرام در مكهء معظمه كه بايد نزديك و دور روبه‌روى آن نماز
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 288 | محمد يوسف حريرى