پسرش خانه را بر لاشهء پدر خراب كرد .
اتجاه
( ا تّ ) اصطلاح تفسيرپژوهى است و بررسى ديدگاه و جهتگيرى مفسر را گويند ( بينات - ش 7 - ص 152 )
اتخاذ
( ا تّ )
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ
( توبه - 131 )
تعبيرى است در مورد شركگرايى اقوام و امم يعنى بدون اينكه نام خاصى بر شىء يا شخصى نهند با آن به گونهاى رفتار كنند كه گويى همان نام را بر او نهادهاند . بودهاند كسانى كه در مقام نامگذارى ، إله و رب و معبود ناميده نشدهاند ولى با آنها به گونهاى معامله و رفتار شده كه گويى إله و رب و معبود هستند ( مكتب اسلام ، ش 421 ، ص 49 و 50 )
اثام
( ا )
ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً
( فرقان - 68 )
درهاى است در جهنم . ( الاتقان ، ج 2 ، ص 454 - لغتنامه ) عذاب و عقوبت ( قاموس قرآن ، ذيل اثم )
اثبات
( ا ) در اصطلاح تجويد به حال خود گذاردن حرف آخر كلمه است . در مورد وقف حركت را ثابت نگاه دارند و به سكون تبديل نكنند . ضد حذف ( لغتنامه - فروغ قرآن ، ص 61 )
اثم
( ا )
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ
( بقره 219 )
هفت چيز ( خمر شراب ، گمانهاى بد ، كتمان شهادت ، تغيير و تبديل دادن وصيت كسى ، رباخوارى ، خيانت به خويش به خاطر ايمان ، ميسر ) در قرآن مجيد به صراحت به اثم ( به معنى گناه و ضرر ) تعبير گرديده است ( دائرة الفرائد ، ج 1 ، ص 171 - قاموس قرآن )
اجر
( ا )
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
( نحل - 41 )
مزد ، ثواب و پاداش كه در مقابل عمل نيك به انسان مىرسد و در قرآن مجيد اطلاقى است راجع به ثواب دنيا و آخرت كه به مؤمنين و پرهيزكاران وعده داده شده است . در قرآن كلمهء « اجر » گاهى متصف به صفات عظيم ، كبير ، اعظم ، غير ممنون ، حسن ، به غير حساب آمده كه هريك مربوط به دستهاى است .
اجزاء قرآن
- جزء
اجل
( ا ج ) به مقتضاى آيات قرآن مجيد اجل ( مدت بقاى هر چيز ) توسط خداوند از پيش مقدر شده است :
1 . مدت امت ( اعراف - 34 )
2 . مدت آبستنى ( حج - 5 )
3 . مدت سير ستارگان ( لقمان - 28 )
4 . مدت انجام مناسك ( حج - 34 )
5 . سر رسيدن عمر و مدت زندگى ( انعام - 2 )
6 . مدت خلقت آسمانها و زمين و پايدارى آنها ( روم - 8 )
اجل مسمى
( م س مّا )
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
( نوح - 4 )
1 . اجل مسمى ( كه اجل ادنى و اجل مشروط و اجل معلق هم گويند ) اجلى است در مورد عمر انسان كه با دگرگون شدن شرايط و موانع ممكن