كلمه ( فرهنگ فارسى )
2 . از فواتح سور و از حروف مقطعه است كه سورهء نمل به آن آغاز مىگردد و گفتهاند ( ط . س ) اشاره است به حكايتهاى سورهء نمل . گويا ( س ) به طور كلى اشاره به حضرت سليمان و حضرت موسى ( عليهما السلام ) و ( ط ) اشاره به طير است ( قاموس قرآن )
طسم ( طاسين . ميم )
طسم
( شعراء - 1 - قصص 1 )
از فواتح سور و از حروف مقطعه است كه در معنى آن به تفاوت گفتهاند : از نامهاى خداى تعالى است . از نامهاى قرآن مجيد است . از نامهاى سورهء شعراء و سورهء قصص است . از نامهاى اماكن مقدس است ( طا - طور سينا و سين - اسكندريه و م - مكه ) از نام هست . ( طا - درخت طوبى و سين - درخت سدرة المنتهى و ميم - حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله .
اظهار عجز از تفسير . ( لغتنامه - فرهنگ فارسى - تفسير نمونه ، ج 15 ، ص 183 )
طعام اثيم ( ا )
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ
طَعامُ الْأَثِيمِ
( دخان - 43 و 44 )
طعام اهل عذاب ( قاموس قرآن ، ذيل ضريع )
طعام حذاق ( ح )
وليمهاى كه بعد از آنكه كودكى قرآن را ختم كند دهند ( فرهنگ علوم ، ذيل وليمه )
طعام ذا غصه ( غ صّ )
وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً
( مزمل - 13 )
طعام گلوگير . به احتمال قوى يكى از طعامهاى اهل عذاب ( زقوم ، غسلين ، ضريع ) يا همهء آنها است . ( قاموس قرآن ، ذيل ضريع )
طعام ضريع
- ضريع
طعام غسلين ( غ )
وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
( حاقه - 36 )
به نقلى آبى است كه از شستشوى بدن كفار در دوزخ فرو مىريزد . معروف اين است كه منظور چرك و خونى است كه از بدن دوزخيان فرو مىريزد . به نقلى ديگر نوشيدنى ( دوزخيان ) است .
( تفسير نمونه - قاموس قرآن )
طعام واحد
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ
( بقره - 61 )
طعام يگانه كه مراد من و سلوى است و اگرچه دو طعام بود اما بنى اسرائيل چون هر دو را سرشته يكى مىساختند از اين جهت آن را طعام واحد مىگفتند و يا وحدت آن به جهت عدم اختلاف و تبديل آن باشد . ( منهج الصادقين )
طلاق
1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء طلاق
2 .
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
( بقره - 227 )
گسستن پيوند زناشويى است با اراده و قصد شوهر در نكاح دائم با رعايت شرايط اسلام ( از جمله اداى الفاظ مخصوصه و حضور دو عادل . )
قطع علاقهء زوجيت در اسلام بدترين مباحات بوده و روايات و اخبارى در مذمت آن آمده است و زن و شوهر حتى الامكان بايد اختلاف خود را مرتفع و با يكديگر سازش كنند .