را مىديدند تمسخر مىكردند تا اينكه با ظاهر شدن علامت شروع طوفان آن حضرت با گروندگان و خانوادهء خود ( مگر آنكه محكوم به غرق شدن بود ) بر آن نشست . در اين كشتى حضرت از هر حيوان جفتى را نيز به داخل كشتى برد ( به موجب هود 40 و مؤمنان 27 ) كشتى بر سر جودى ايستاد ( به موجب هود 44 ) و آنها از غرق شدن نجات يافتند .
سقاية الحاج ( س ى ت ل ج )
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
( توبه - 19 )
رتبهء آب دادن به حاجيان . اين جمله در اصطلاح استفهام انكارى است يعنى اهل سقايت حاجيان و تعمير مسجد را برابر قرار ندهيد با كسانى كه ايمان به خدا آوردهاند . اين آيه در شأن حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام نازل شده است ( مجمع البيان - معارف و معاريف )
سقر ( س ق )
وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ
( مدثر - 27 )
اين كلمه چهار بار در قرآن ( قمر 48 - مدثر 26 و 27 و 42 ) آمده و آن جهنم است . درى از درهاى جهنم . از طبقات ( و دركات ) جهنم . درهاى در جهنم واقع در كوهى به نام صعدى . ( قاموس قرآن - تفسير نمونه ، ج 25 ، ص 223 - . . . )
سكته ( س ت )
در اصطلاح قراء عبارت است از قطع صوت ( ادا نكردن حرف ) بدون اينكه نفس بريده شود . و در قرآن بنا به مشهور بين قراء سكته در چهار موضع است : در كلمههاى عوجا ( كهف ) ، مرقدنا ( يس ) ، من ( قيامت ) ، بل در سورهء مطففين ( تخفة الاخوان ، ص 50 )
سكرات موت ( س ك )
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
( ق - 19 )
سكرهء مرگ ( مستى مرگ ) همان شدت مرگ است كه بر عقل غالب مىشود و هوش از سر مىرود حالتى است شبيه مستى كه بر اثر فرا رسيدن مقدمات ، به صورت هيجان و انقلاب فوق العادهاى به انسان دست مىدهد و گاه بر عقل او چيره مىگردد و او را در اضطراب و ناآرامى شديدى فرو مىبرد .
( قاموس قرآن - تفسير نمونه )
سگ اصحاب كهف
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
، سگشان بر غار دو دست خويش دراز كرده بود .
( كهف - 18 )
وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ
، هفت تن بودند و هشتمشان سگشان بود . ( كهف 22 )
- كلب اصحاب كهف از تلميحات قرآنى است .
در لغت عرب براى كسى مثل مىزنند كه همراه شود و اصلا جدا نگردد . ( بينات - ش 6 - 87 )
سگ هار
وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ .
و هوس خويش را پيروى كرد . حكايت وى حكايت سگ است كه اگر بر او هجوم برى پارس مىكند و اگر او را واگذارى پارس مىكند . اين حكايت قومى است كه آيههاى ما را تكذيب كردهاند . پس اين خبر را بخوان شايد آنها انديشه كنند . ( اعراف - 175 )
- از تمثيلات قرآنى است . مثل كسانى است كه خداوند آيات خود را بدانها تعليم مىدهد و آنها با داشتن علم و معرفت به خدا به جاى تبعيت از حق و انجام عمل صالح و يارى خدا ( كه از همين طريق نظام و منزلت خود را نيز رفيع گردانند ) شيطان را