5 . تب - نشانهء اختلاف قاريان بصرى در شمارهء آيهاى به دو آيه .
6 . لب - نشانهء اختلاف قاريان غير بصرى با بصريان در شمارهء آيهء به دو آيه .
7 . ه - نشانهء هر پنج آيه به نظر قاريان كوفى .
8 . خمس - نشانهء هر پنج آيه به نظر قاريان كوفى .
9 . خك - نشانهء هر پنج آيه به نظر قاريان كوفى .
10 . خب - نشانهء هر پنج آيه به نظر قاريان كوفى .
11 . خكب - نشانهء هر پنج آيه به نظر قاريان كوفى و بصرى ( به اتفاقنظر ) .
12 . ى - نشانهء هر ده آيه .
13 . ع - نشانهء هر ده آيه .
14 . عشر - نشانهء هر ده آيه .
15 . عك - نشانهء هر ده آيه به نظر كوفى .
16 . عب - نشانهء هر ده آيه به نظر قاريان كوفى .
17 . عكب - نشانهء هر ده آيه به نظر قاريان كوفى و بصرى ( به اتفاقنظر )
18 . ربع - نشانهء جزء قرآن ( 12 / 1 ) به نظر قاريان كوفى ( اجود القرائة ، ص 143 )
رموز قرآن
- حروف مقطعه
رموز وقف
علايم و رموزى كه در قرآن مجيد درج مىشود تا قارئين آن با در نظر گرفتن آن رموز وقف و وصل جملات و آيات را رعايت نمايند . قسمتى از اين رموز را شيخ عبد اللّه سجاوندى ( از قراء اهل سنت ) وضع كرد كه به نام سجاوندى مشهور گشت ( و رموز سجاوندى به قول اصح شش علامت : م .
ط . ح . ز . ص . لا . است ) و قسمتى ديگر از اين رموز را شيخ مصدّر نجارى و نيز برخى از متأخرين افزودند . اين علايم عبارتند از :
1 . م - علامت وقف لازم يا وقف تام است ( در اين صورت وقف لازم و خلافش جايز نيست ) .
2 . ط - علامت وقف مطلق است ( وقف اولى و بهتر از وصل است ) .
3 . ج - علامت وقف جايز است ( وقف يا وصل هر دو يكسان است ) .
4 . ز - علامت وقف مجوز است ( وقف نكردن اولى و وصل ارجح است ) .
5 . ص - علامت وقف مرخص است ( بستگى به توانايى نفس دارد ؛ اگر نفس يارى نكند وقف بهتر است و اگر نفس يارى كند وصل بهتر است ؛ يا اگر قارى احتمال تمام كردن آيه را در يك نفس ندهد مىتواند وقف كند و اعاده لازم است ) .
6 . لا - علامت وقف ممنوع ( وقف قبيح ) است .
( وقف كردن جايز نيست و اگر در وسط آيه ناچار به وقف شدند بايد كلمه اعاده شود و اگر در آخر آيه باشد اعاده لازم نيست ) .
7 . س - علامت سكته است ( علامت فاصل بين وقف و وصل يعنى قطع صوت نمودن و قطع نفس نكردن جايز است ) .
8 . ك - علامت كذلك است ( يعنى هر حكمى در علامت رمز قبلى است در اين محل رعايت كنند ) .
9 . ق - علامت قيل عليه الوقف است ( يعنى بعضى گفتهاند در اين مقام بنابر وجهى وقف شود ولى اولى وصل است ) .
10 . قف - علامت امر به وقف است ( وقف بهتر است و بعضى به جاى علامت مطلق يعنى « ط » به كار بردهاند ) .
11 . قلا - علامت قيل لا وقف فيه است . ( يعنى بعضى گفتهاند در اين موضع وقف نبايد كرد ، عكس ق ) .