تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
اصطلاح اهل فن از آنها به « راوى » تعبير مىشود . ( بينات - ش 17 - ص 93 )

راسخون

وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
( آل عمران - 6 ) در تفسير اهل بيت آمده كه مراد به راسخان علم اهل بيت نبوتند و در روايت هست كه امير المؤمنين و امامان بعد از اويند ( حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 56 - منهج الصادقين )

رافعه ( ف ع )

خافِضَةٌ رافِعَةٌ
( واقعه - 3 ) روز قيامت ( كشف المطالب ، ص 37 - دائرة المعارف قرآن كريم ، ص 129 )

رب ( ر بّ )

اللَّهَ رَبَّكُمْ
( صافات - 126 ) خداوند . مالك امور بندگان . از اسماء ذات الهى است كه در قرآن مجيد بيشتر از همهء اوصاف او ذكر شده است از جمله : 1 .
رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
( دخان - 8 ) پروردگار پدران پيشين شما . 2 .
رَبِّ الْأَرْضِ
( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق زمين . 3 .
رَبِّ السَّماواتِ
( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق آسمان‌ها . 4 .
رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ
( مؤمنون - 68 ) پروردگار هفت آسمان . 5 .
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
( صافات - 5 ) خداوند و خالق آسمان‌ها و زمين . 6 .
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا
( نبأ - 37 ) پروردگار و خالق آسمان‌ها و زمين . 7 .
رَبُّ الشِّعْرى
( نجم - 49 ) آفريدگار ستارهء شعرى . 8 .
رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » ( حمد - 1 ) پروردگار جهانيان . 9 .
رَبِّ الْعَرْشِ
( زخرف - 82 ) خداوند عرش . 10 .
رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
( توبه - 129 ) خداوند عرش عظيم ( بزرگ ) . 11 .
رَبِّ الْعِزَّةِ
( صافات - 18 ) خداوند توانايى و برترى . 12 . رب الفلق ( فلق - 1 ) پروردگار و خالق پگاه ( سپيده دمان . 13 . رب المشارق و المغارب ( معارج - 40 ) پروردگار خاوران و باختران . 14 .
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
( شعرا - 28 ) پروردگار خاور و باختر . 15 .
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ
( رحمن - 17 ) پروردگار دو خاور . 16 .
رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
( رحمن - 17 ) پروردگار دو باختر . 17 .
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
( اعراف - 123 ) پروردگار موسى و هارون . 18 .
رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ
( انعام - 164 ) پروردگار و خالق همه چيز . 19 . رب الناس ( ناس - 1 ) پروردگار مردم .
هامش
( 1 ) . خدايى كه اسلام معرفى كرده و مردم را به سوى او خوانده است رب العالمين است يعنى پروردگار و آفريننده و صاحب اختيار همهء جهانيان ، و بدين ترتيب تمام محدوديت‌هايى كه پيروان مكتب‌ها و فرقه‌ها و اديان گوناگون دربارهء خدايان خودشان قائل بودند از بين مىرود ، مثلا با آن‌كه اصولا دين يهود دين خداپرستى و توحيد كامل است اما قوم يهود يهوه را مخصوص خودشان مىدانستند و لطف و توجه مخصوص او را هم براى خودشان انتظار داشتند پس نژادها و اقوام ديگر بايد بدنبال خدايى ديگر باشند . اما خداى اسلام جهانى ، همگانى ، هميشگى و براى همهء ملت‌ها و جهانيان است و تنها ، خدايى آسمانى يا زمينى يا متعلق به ملت آريايى و يا نژادهاى ديگر نيست . ( سخنى چند دربارهء خداشناسى ، ص 2 )