اصطلاح اهل فن از آنها به « راوى » تعبير مىشود .
( بينات - ش 17 - ص 93 )
راسخون
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
( آل عمران - 6 )
در تفسير اهل بيت آمده كه مراد به راسخان علم اهل بيت نبوتند و در روايت هست كه امير المؤمنين و امامان بعد از اويند ( حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 56 - منهج الصادقين )
رافعه ( ف ع )
خافِضَةٌ رافِعَةٌ
( واقعه - 3 )
روز قيامت ( كشف المطالب ، ص 37 - دائرة المعارف قرآن كريم ، ص 129 )
رب ( ر بّ )
اللَّهَ رَبَّكُمْ
( صافات - 126 ) خداوند . مالك امور بندگان . از اسماء ذات الهى است كه در قرآن مجيد بيشتر از همهء اوصاف او ذكر شده است از جمله :
1 .
رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
( دخان - 8 ) پروردگار پدران پيشين شما .
2 .
رَبِّ الْأَرْضِ
( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق زمين .
3 .
رَبِّ السَّماواتِ
( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق آسمانها .
4 .
رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ
( مؤمنون - 68 ) پروردگار هفت آسمان .
5 .
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
( صافات - 5 ) خداوند و خالق آسمانها و زمين .
6 .
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا
( نبأ - 37 ) پروردگار و خالق آسمانها و زمين .
7 .
رَبُّ الشِّعْرى
( نجم - 49 ) آفريدگار ستارهء شعرى .
8 .
رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » ( حمد - 1 ) پروردگار جهانيان .
9 .
رَبِّ الْعَرْشِ
( زخرف - 82 ) خداوند عرش .
10 .
رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
( توبه - 129 ) خداوند عرش عظيم ( بزرگ ) .
11 .
رَبِّ الْعِزَّةِ
( صافات - 18 ) خداوند توانايى و برترى .
12 . رب الفلق ( فلق - 1 ) پروردگار و خالق پگاه ( سپيده دمان .
13 . رب المشارق و المغارب ( معارج - 40 ) پروردگار خاوران و باختران .
14 .
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
( شعرا - 28 ) پروردگار خاور و باختر .
15 .
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ
( رحمن - 17 ) پروردگار دو خاور .
16 .
رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
( رحمن - 17 ) پروردگار دو باختر .
17 .
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
( اعراف - 123 ) پروردگار موسى و هارون .
18 .
رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ
( انعام - 164 ) پروردگار و خالق همه چيز .
19 . رب الناس ( ناس - 1 ) پروردگار مردم .
هامش
( 1 ) . خدايى كه اسلام معرفى كرده و مردم را به سوى او خوانده است رب العالمين است يعنى پروردگار و آفريننده و صاحب اختيار همهء جهانيان ، و بدين ترتيب تمام محدوديتهايى كه پيروان مكتبها و فرقهها و اديان گوناگون دربارهء خدايان خودشان قائل بودند از بين مىرود ، مثلا با آنكه اصولا دين يهود دين خداپرستى و توحيد كامل است اما قوم يهود يهوه را مخصوص خودشان مىدانستند و لطف و توجه مخصوص او را هم براى خودشان انتظار داشتند پس نژادها و اقوام ديگر بايد بدنبال خدايى ديگر باشند . اما خداى اسلام جهانى ، همگانى ، هميشگى و براى همهء ملتها و جهانيان است و تنها ، خدايى آسمانى يا زمينى يا متعلق به ملت آريايى و يا نژادهاى ديگر نيست . ( سخنى چند دربارهء خداشناسى ، ص 2 )