تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
از اوصاف جهنم در قرآن ( قرآن‌پژوهى ، ص 578 )

حضور عمل

- تجسم اعمال

حطمه ( ح ط م )

كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ
( همزه - 4 ) از ابواب جهنم . از بعضى روايات استفاده مىشود كه حطمه نام تمام جهنم نيست بلكه نام بخش فوق العاده سوزانى از آن است . ( منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 123 - تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 315 )

حطه ( ح طّ )

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ
( بقره - 58 ) - حطه در قرآن در دو آيه ( 58 بقره و 161 اعراف ) آمده است . خداوند به بنى اسرائيل ( پس از دوران بيابانگرى ) اجازهء ورود به شهر ( بيت المقدس يا اريحا ) مىدهد و امر به گفتن « حطه » مىكند ( معارف و معاريف ) الف . حطه به معنى فرو ريختن كلمه‌اى بود كه با گفتن آن گناه از بنده فرو نهند . مراد آن است كه بنى اسرائيل در حال سجده ( خاضع و خاشع در برابر خدا ) وارد شوند و بگويند خدايا گناهان ما را فرو ريز و ما را بيامرز ( مجمع البيان - لغت‌نامه ) ب . حطه به معنى فرود آمدن و آوردن و مراد آن است كه بنى اسرائيل بايد در ورود به شهر خاضع و تسليم قوانين شهرنشينى شوند و بدانند ديگر آزادى صحراگردى را نخواهند داشت ( قاموس قرآن )

حفاظ ( ح فّ )

حافظان قرآن مجيد را گويند .

حفاظ قرآن

1 . آنان كه قرآن را از بر دارند . 2 . - جمع قرآن ( 1 )

حفظ وقوف

در تلاوت قرآن آن است كه هر مطلب به آخر رسد بر آن وقف كنند و مطلب نو را از آغاز شروع كنند . ( تجويد قرآن ، ص 7 )

حفظه قرآن

آنان كه قرآن را از بر دارند ( لغت‌نامه )

حفى ( ح ىّ )

إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا
( مريم - 47 ) - مهربان ، نوازشگر . از اسماء خداوند ( گذرى بر قرآن - ص 104 )

حفيظ

إِنَّ رَبِّي عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ
( هود - 57 ) نگاهبان . نگاهدارنده موجودات . از اسماء افعال خداى تعالى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 90 و 138 )

حق

1 .
وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
( انعام - 64 ) درست . سزاوار . از اسماء ذات خداى تعالى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 89 و 138 ) 2 .
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ
( نساء - 170 ) از اسامى قرآن مجيد . ( الاتقان ، ج 1 ، ص 182 ، تاريخ قرآن ، ص 31 )

حق حرف

در اصطلاح تجويد حق حرف عبارت است از صفات لازمهء آن حرف ، يعنى حالاتى كه حرف در حالت انفراد و بدون تركيب در كلمه دارد