تفشى ( ت ف شّ )
در اصطلاح تجويد به انتشار هوا در فضاى دهان هنگام تلفظ حرف گفته مىشود و آن صفت حرف ( ش ) است كه نبايد در هنگام تلفظ تمامى فشار هوا در جلوى دندانها متمركز شود بلكه بايد در دهان پخش شود . ( حليه القرآن ، ص 59 )
تفصيل
وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
( يوسف - 111 )
قرآن مجيد است . ( تاريخ قرآن ، ص 31 )
تفويض
- سورهء تفويض
تقسيمات قرآن
اين كتاب مقدس به 114 سوره تقسيم شده است ( و در هر سوره تعدادى آيات وجود دارد ) ترتيب قرارگيرى سورهها به ترتيب نزول نمىباشد بلكه سورههاى بلند در اول قرآن و به تدريج سورههاى كوتاهتر قرار گرفتهاند ( بجز سورهء حمد كه كوتاه است و در ابتداى قرآن است ) سورهها به سى جزء قسمت شده است ( براى تسهيل در خواندن آن و شايد براى تقسيم آن بين روزهاى ماه ) و هر جزء نيز چهار قسمت شده است و هر قسمتى را حزب گويند ( و با اين نحو قرآن مركب از 120 حزب مىباشد ) سور و آيات قرآن به دو دسته تقسيم شدهاند كه به سور و آيات مكى و سور و آيات مدنى معروفند .
تقوى ( ت وا )
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى
( مائده - 2 )
پرهيزگارى . اطاعت از خدا . و در قرآن مجيد به تقوى سفارش شده است .
تقيه ( ت ىّ )
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
( آل عمران - 28 )
گفتوگو و عمل يا ترك آنها براى دفع ضرر از خود يا غير راجع به احكام شرعيه . پوشيده داشتن اعتقاد از مخالفان و ترك مبارزه با آنان نظر به ضرر دينى يا دنيوى ( قرآنپژوهى ، ص 820 - فقه فارسى با مدارك ، ج 3 ، ص 249 )
تكاثر
نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء تكاثر
تكبير
در اصطلاح قرائت گفتن اللّه اكبر است در حين تلاوت كلام اللّه مجيد ( حلية القرآن ، ص 133 )
تكرير ( ت )
در اصطلاح تجويد ارتعاش سريع نوك زبان و در نتيجه قابليت تكرار بسيار سريع حرف را گويند و فقط در حرف ( ر ) وجود دارد ( حلية القرآن ، ص 59 )
تكليف ما لا يطاق ( ى )
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها . . .
وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
( بقره - 286 )
- شيعه و معتزله معتقدند كه خدا بنده را به امرى كه فوق طاقت او باشد مكلف نمىكند ( فرهنگ فروزانفر )
تكوير
نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء تكوير
تلاوت ( ت و )
قرائت قرآن ( فرهنگ آنندراج - لغتنامه )