اختتاميّهء خطبهها دورنمائى از نهج البلاغه و نگاهى از دريچهء استقبال و بدرقه
با استعانت از قدرت لا يتناهى الهى و استفاضه از عنايات ائمّهء معصومين عليهم السّلام ، على الخصوص حضرت ابو الائمّه ، امام مفترض الطّاعه و واجب الاطاعه ، عروة الوثقى مصباح الدّجى علىّ المرتضى ، و با عطف توجّه وافى حجّت معبود ، حضرت مهدى موعود عج توانستم خطب مباركهء نهج البلاغه را به زبان سليس « 1 » فارسى ، در قالب شعر تأليف و تصنيف نمايم .
و انتظار دارم كه بخوانندگان عزيز و سروران گرامى مايهء ملالت طبع و كسالت مزاج نباشد
با لطف حىّ داور و دادار مستعان * آمد مرا قريحهء « 2 » گفتار شعر و پند
خواندم كتاب پند گلستان و بوستان * شرمنده بود از آن ، شكر و انگبين و قند
انديشه كردم آخر و ديدم ره اميد * تا روى اختيار پسنديدم اين روند
دادم بنفس زار و پريشان ، نويد خوش * زودا كه بهرهور كنم از پند دلپسند
پندى كه در مقايسه بهتر ز لعل ناب * بر درد جهل ، داروى شافى و سودمند
پنديكه ابر رحمت و خير است بر زمين * آرام بخش قلب مريدان دردمند
پندى كه در صحيفهء نهج البلاغه است * انسال دهر ، جمله برآنند مستمند
ديدند خلق عفّت نهج البلاغه را * آنجا كه در مذاق چشيدند طعم پند
( ناهى ) اگر پذيره كنى پند بوتراب * مرگ و تراب قبر ، زند بر تو نوشخند
بالاخره بتوفيق كردگار ، بخت خفته بيدار گشت و راه نرفته هموار ، از اميال و آمال گذشتم و بسوى مقصد رهسپار گشتم ، و مشتاق آن بودم كه خواستهء دل را در بيارم و دامن كامى فرا چنگ آورم ، تكاپو و تجسّس داشتم و از جستجو و تفحّص دست بر نداشتم تا ببحر موّاج و خروشان رسيدم و بسر چشمهء فيّاض و جوشان كه از گوهرش رايحهء حكمت
هامش
( 1 ) نرم و آسان
( 2 ) ذوق