تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
بمشام مىرسيد و از زلالش طعم عصمت بمذاق . بحرى كه سبّاح « 1 » انديشه ، در امواج آن پريشان گردد و غواصّ تفكّر در اعماق آن سرگردان ، خردمندان ، سواحل آن را در نيابند تا بعظمت آن پى برند و صاحبدلان ، ابعاد آن را درك نكنند تا پهناى آن را بسنجند . و چشمه‌اى كه زلالش از جمال شاهد حكايت كند و از او روايت نمايد . پس آن هم به زبان حال بيان خواهد داشت كه جمال شاهد همان چهرهء دلبربا و رخسار جهان آراى على ( ع ) است و روايت همان ، مضامين لفيف « 2 » و معانى لطيف نهج البلاغه است . شگفتىهاى بلاغت و فصاحت نهج البلاغه براسخين علم پوشيده نيست ، و از آنجا كه رهگشاى انديشمندان و پارسايان و موحّدين مىباشد مطلوب مبتديان و پژوهشگران نيز هست و جنجالى كه در توحيد و عرفان و عقايد و ايقان به پا داشته ، شهرت آن را به آسمان افراشته ، و اين حقيقت را هيچ منصف و صاحب نظر انكار نداشته .
گر دفتر پند از جهان محو شود * كافيست به نسل آدمى پند امام ( ع ) تا زندگى و ادامهء نسل بجاست * اندرز امام را دوام است و قوام از عرش رسد هماره سافوت « 3 » بفرش * با پند و نصيحت مداوم به انام در منقبت على و اولاد على ( ع ) * آمد به زبان وحى ، تحسين و سلام اشعار من ( ناهى ) فانى و ملول * فرجام گرفت بيستم ماه صيام
يا ربّ اعطنى جميع ما سألتك ، و زدنى من فضلك ، لا ارجو غيرك ، و لا اثق الّا بك ، يا ارحم الرّاحمين : العبد الفانى حسين ملّائى علمدارى . پايان جزو چهارم نهج البلاغه
هامش
( 1 ) سنا كنندهء ماهر ( 2 ) پيچيده ( 3 ) صدائى كه از دو لب خارج گردد .