( سيّد رضى مىفرمايد اين جمله ( فاطا ذكره يعنى گام بنام او مىنهادم سخنى است كه بمنتهى درجهء اختصار و فصاحت رسيده است ) به همين خطبه رجوع شود .
ذكر او هرگز نمىشد از زبانم بر كنار * پيروى اين گونه يابد در معانى اختصار
ياد او را مىنمودم در دل خود دمبدم * نام او را ميسرودم در زبانم هر قدم
يا بتعبيرى دگر از شهر مكّه تا قباء * از خبر گيرى دمى غافل نبودم مطلقا
يا كه از به دو « 1 » خروج از مكّه تا آن جايگاه * ياد او هرگز فراموشم نيامد هيچگاه
( در تكلّم بهترين تعبير و نيكو گفتگو * بايد از بطن كنايتها « 2 » نمودن جستجو )
( در شگفتىها على از هر شگفتى برتر است * نطق او آميخته با مشك ناب اذفر « 3 » است )
( آن سخن كه از فصاحت سر كشيده در زبان * ارزش خود را نمايان كرد حقّا در بيان )
درّ درياى فصاحت در زبان حيدر است * خاك پايش ( ناهيا ) جان ضعيف چاكر است )
پايان خطبهء 236
هامش
( 1 ) ابتدا
( 2 ) كنايه
( 3 ) مشك بسيار خالص