خطبهء 136
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است ( براى اصحابش فرموده كه منظورشان از بيعت با آن بزرگوار بدست آوردن رئاست و متاع دنيا بود . نه ترويج اسلام
( 1 ) بيعتى كه مر شما را بود با من در ميان * بر اساس و پايهء انديشه بود و ائتمان
( جملگى در مجمعى كرديد و محفل اجتماع * بررسى كرديد آخر وجه ضرّ « 1 » و انتفاع )
پس نبايستى كه آيد نقض بيعت روى كار * اين شما را هست ، عنوان شكست اعتبار
كار من با كارتان يكسان نباشد هيچگاه * چون شمايم بهر خود خواهيد و من بهر الاه
( 2 ) من شما را بهر دين خواهم شمايم بهر مال * پس كدامين يك بود روى تعقّل ايدهآل
( 3 ) ايّها الناس اعينونى لخير نفسكم * گر مرا يارى دهيد هرگز نمىباشيد گم
( بر نجات نفس خود كوشيد و با من همرهى * من شما را مىدهم از بهر ارشاد آگهى )
مىخورم سوگند از جان بر خداى انس و جان * مىستانم حقّ مظلوم از ستمگر بىامان
حكم فى ما بين را روى عدالت مىكنم * حقّ را بر صاحب حقّ استحالت « 2 » مىكنم
ظالمان را مىكشانم روى بينى سوى حقّ * در نظارت گر چه بر ايشان بد آيد روى حقّ
امام عليه السّلام در اين جمله ظالم را به اشتر تشبيه مىفرمايد كه در بينى آن حلقه زنند و از مهارش بكشند . و بعد چنين مىفرمايد .
بر ستمديده معينم بر ستمگر چون شرر * ( استعانت « 3 » مىنمايم از خداى دادگر )
هامش
( 1 ) ضرر
( 2 ) حواله دادن
( 3 ) يارى طلبيدن