تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨

خطبهء 135 از فرمايشات آن حضرت هنگاميكه بين آن بزرگوار و عثمان جدالى رخ داد .

مغيرة ابن اخنس به عثمان گفت من در برابر او براى دفاع از تو كافى هستم ( كينه مغيره با امام ( ع ) از اين جهت بوده كه برادر او ابو الحكم ابن اخنس در جنگ احد بدست آن حضرت كشته شده بود ) پس امام ( ع ) فرمود :
( 1 ) آن مغيره ، زادهء اخنس كه دور از رحمت است * سرشناس و سرور اهل نفاق و فرقت است ابتر « 1 » است و بعد از او نسلى ندانم با شرف * هست اگر مانند او باشد پليد و ناخلف او كه باشد زادهء مرد وضيع « 2 » و بىنسب * آنكه او را نيست عنوان منيعى از حسب
و اين قابل دقّت است كه امام ( ع ) به اخنس ابتر گفته يعنى خير و نيكوئى از خود بيادگار ننهاده و بودن فرزندى شرور مثل مغيره چنان باشد كه فرزند نداشته . و از آنجا كه امام به اخنس ملعون گفته و او را از رحمت خدا دور ساخته آنست كه او از بزرگان منافقين بود و لعن بر منافق جائز است و دوباره امام ( ع ) به منطق كوبندهء خود ادامه داده مىفرمايد :
پس توئى آيا براى من كفايت مىكنى * ( با چه عنوان ادّعاى اين درايت « 3 » مىكنى ) ( 2 ) مىخورم سوگند بر پروردگار آسمان * آنكه دست قاهر او فائق آمد بر جهان دست تأييد ازل يارى نداد و اعتبار * آن كسى را كه تو باشى ياور اندر روزگار پس نايستد هيچگه آنكه تو بر پا كرده‌اى * ( گمره است آنكه تو او را راه پيدا كرده‌اى ) ( 3 ) اخرج عنّا ابعد اللّه نواك ، اى سقيم « 4 » * دور دارد از تو هر نيكى خداى منتقم
هامش
( 1 ) دم بريده ، كسى كه بعد از او فرزند خلف نباشد ( 2 ) فرو مايه و پست ( 3 ) دانائى و آگاهى ( 4 ) نادرست و بيمار ( در زبان عرب )