4 در رواق منشآتش اهل دانش سربزير * پندهايش در قلوب اهل عالم جايگير
ديو تخدير و تخطّى در كمندش پايگير * رايت فخر و بزرگى در كلامش آشكار
اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار * ( 5 ) سيّد مفضال « 1 » و فاضل ، شاعر شيرين سخن
صاحب آثار موزون ، پربها و پرثمن * الاعزّ و الاحلّ و الشّريف و مؤتمن
در تأسّى اهل دانش را عيار و افتخار * اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار
( 6 ) حافظ آيات قرآن ، در دل عهد شباب * پيشرو در امر دانش ، پيش كسوت در ثواب
در بساط دل تكاپو ، ز اشتياق و عشق ناب * سينه از مهر لقاى ال طه بيقرار
اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار * ( 7 ) روى توفيق خداوند از محاسن حظّ داشت
بر اساس خوى نيكو ، راه نيكو بر گماشت * پندهاى عالم آرا را به آب زرنگاشت
شد به آنها پاى بنيان عقايد استوار * اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار
( 9 ) شد در اين امر مقدّس ، پيشگام و پيشرو * عمر خود را كرد در نشر مواعظ در گرو
دمبدم آيد به گوش جان صلاى پند نو * هر كسى از حظّ آن پند دلآرا كامكار
اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار * ( 10 ) ( ناهيا ) تدوين پند و نشر اندرز نكو
از امور نيكبختان است و ما را آرزو * آنكه ما را گشته با نشر مواعظ آبرو
هامش
( 1 ) مفضال بسيار فضل