خطبهء 61 ( لمّا خوّف من الغيلة )
از فرمايشات آن حضرت هنگاميكه او را از كشته شدن ناگهانى ترساندند ( اصحابش خبر دادند كه ابن ملجم مرادى قصد سوء بر آن حضرت دارد .
پس با تأنّى فرمود ) .
انّ علىّ من اللّه جنّة حصينة خداوند سپرى براى من قرار داده است .
( 1 ) آن زمانكه گفته شد در ساحت او ماجرا * قائلان را اينچنين گفت آن امام ( ع ) با وفا
هست بهر حفظ جانم جنّهاى « 1 » از كردگار * ( تا مقدّر نيست مرگم ، هست با من در كنار )
گر سر آيد روزم و پايان پذيرد روزگار * ديگر از آن جنّه تأثيرى ندارم انتظار
آن زمان ، تسليم مرگم مىنمايد بىامان * ( چاره بر من نيست آنگه جز وداع اينجهان )
زخم شمشير قضا ديگر نيابد التيام « 2 » * مىكند آشفته در پيكر ، نظام و انتظام
( قطع خواهد شد ز باغ زندگانى شاخ و برگ * بر خطا هرگز نخواهد رفت بر من تير مرگ )
نيزهء تقدير اگر زخمى رساند بر وجود * ( ناهيا ) باقى نخواهد ماند از وى تار و پود
نكات ذيل از خود شاعر است ) زخم تير قضا و جراحت نيزهء تقدير به هيچ وجه التيام نيابد
تا روز جزا مرهم و درمان نپذيرد * آنجا كه خورد پيكر ما نيزهء تقدير
در سلطهء اين حكمت گستردهء خالق * مجموعهء انسال و خلائق شده پاگير
در پهنهء آفاق ، چنين حكم مسلّم * از سوى خداوند جهان است ، جهانگير
پايان خطبهء 61
هامش
( 1 ) جنّه سپر
( 2 ) التيام بهبود يافتن