نعمش به احصاء در نيايد و فضل و كرمش به انتها نرسد . زمين را مهد انسان قرار داد تا در آن پرورش يابد و معبود خود را پرستش نمايد و انبياء را مبعوث فرمود تا بوسيلهء آنها تزكيه شود و تعليم يابد پس با گسترانيدن زمين انسان را نعمت داد و با ارسال انبياء : او را منّت نهاد
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ . . .
آيهء 164 آل عمران و سلام بيچون و تحيّت افزون بر خاتم الانبياء كه عزيز كردگار است و عصير « 1 » روزگار كه ما و اجداد ما را از گمراهىهاى آشكار و سرگشتگىهاى بيشمار رهائى داد و با دلالت خود به بزرگراه هدايت و سعادت رهنمون گرديد . و درود فراوان بر اولياء عظام و اوصياء كرام كه باغ سرسبز دين و قرآن را آبيارى نمودند و از محصول ارزندهء آن كه شناخت و عقيده و اخلاق باشد ما را بهرهمند ساختند و اوّلين آن بزرگان ابو الائمّه على ابن ابيطالب عليه السّلام كه كتاب شريف نهج البلاغه را كه بزرگترين وسيلهء هدايت و عامل ارشاد مىباشد براى تحكيم مباني ايمان و اخلاق ، در بين جامعهء اسلامى بوديعه گذاشت .
حمد فزون خداى كريم و قديم را * از اينكه نعمتش بشمارش نمىرسد
بر ما عطا نموده على بوتراب را * كاو را كسى به بينش و دانش نمىرسد
بر وصف او اگر بنويسند صد كتاب * از چند صد يكى بنگارش نمىرسد « 2 »
و از آنجا كه بخت و اقبال ياريم كرد و روزگار همكاريم و عمر همياريم ، توانستم كتاب شريف نهج البلاغه را با سبك مثنوى بنظم و شعر بنويسم . چهار جزو اين مجموعه مخصوص خطبهها و يك جزو آن مخصوص نامهها و سفارشات و جزو آخر همان كلمات قصار يا حكمتها مىباشد .
اين كتاب مقدّس كه به آخى القرآن مسمّى است كتابى است بسيار حيات بخش كه همچون اختر تابناك ، در آسمان عرفان تلألؤ مينمايد و مانند نگين نورانى در تارك آسمان اعتقاد و ايمان تبلور مىكند . اگر كسى به قصد تمتّع و بهرهگيرى بر آن روى آورد ، واقعيّتها را با ديده ورى مشاهده مىنمايد و تحت تأثير معانى حكمت آميز و اعجوبههاى دل انگيز آن قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) عصاره و چكيده .
( 2 ) اوكار آشيانهها