بسم اللّه الرحمن الرحيم
پيش گفتار
سپاس بيكران ، مر خداى حنّان و مستعان كه ما را توفيق اطاعت ، عطا فرمود و توثيق همّت ، بزرگى و عظمت او آنچنان است كه در اوعيهء واژههاى زبان در نمىگنجد و جلال و جبروتش در اذهان اوتاد رفان در نمىآيد . به چيزى تشبيه نمىشود و از چيزى تأنثير نمىپذيرد .
بر درون اشياء و لوج مىكند بدون اينكه از بيرون آن بىاطّلاع باشد و از ثراى زمين آگاه است بىآنكه از عرش و ثريّا چشم بپوشد . بر افكار پيچيدهء نفوس واقف است و بر اوكار « 1 » ملفوفهء « 2 » طيور نظارت دارد . وجود او از ابصار پنهان است ولى جمال جمليش در چهرهء اشياء متجلّى مىشود .
گردش ادوار و سير روزگار حال او را متحوّل نسازد و گشت ايّام و گذشت دوران احوالش را متغيّر نگرداند .
ارباب خرد از سر انديشه فرو ماند * از شعشعه و جلوهء انوار خداوند
اين وادى پر بيم ندارد ته و پايان * صد قرن اگر نسل بشر پاى بكوبند
ساحل نشناسيم ، بدرياى وجودش * در درك وى ، عقل و دل و انديشه بدامند
بروهم نيايد كه بگوئيم چنين است * قومى كه صدى صد بشناسند كدامند ؟
هامش
( 1 ) آشيانهها
( 2 ) پيچيده