پرش به محتوای اصلی

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحه 106

پدیدآورندگان:

ص۱۰۶
بخونخواهى پدر روانه ساخت و در ان جنگ مغلوب گرديد
( 3 ) آنكه قومش را بتيغ و سيف باشد رهنما * پس سزاوار است باشد قوم خود را مدّعا « 1 » هيچ بيگانه در اينحالت امينش نشمرند * بلكه او را از خصومت ، جاى دشمن مىبرند ( يا على تو آيتى هستى براى كردگار * از خدا دارم ترا يارى و نصرت انتظار )
سيّد رضى رحمة إله عليه مؤلّف نهج البلاغه در اين باره مىفرمايد : و امّا مقصود حضرت در مذمّت اشعث كه فرمود مردى كه قوم خود را بشمشير ( كشته شدن ) رهنما باشد واقعهء اشعث با خالد ابن وليد در يمامه كه اشعث در ان شهر قوم خود را فريب داد تا اينكه خالد بر ايشان تسلّط يافت و بعدا او را عرف النّار يعنى نشانهء بلندى آتش ناميدند كه قبلا به مكر كننده اطلاق ميشد : ( يعنى مكّار آتش افروز است ) پايان خطبهء 19
پاورقی
( 1 ) مدّعا خواسته شده