تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
( 1 ) اين حكايت را در شرح شمائل محمديه در شرح قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت : عيسى بن مريم را مشاهده كردم و از همه كس كه ديده‌ام عروة بن مسعود به دو ماننده‌تر است نقل كرده است . و جزرى در أسد الغابه از ابن عباس روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : چهار كس در اسلام مهترانند : بشر بن هلال عبدى ، عدىّ بن حاتم طائى ، سراقة بن مالك مدلجى و عروة بن مسعود ثقفى . ( ملهوف ) و آن حضرت ( يعنى : على بن الحسين عليه السّلام ) از نيكو صورت و زيباخلقت‌ترين مردم بود از پدر خويش دستورى خواست كه به حرب رود او را دستورى داد آنگاه با نوميدى به دو نگريست و چشم به زير انداخت و بگريست . و از امالى صدوق و روضة الواعظين مستفاد مىگردد كه ، على اكبر پس از عبد اللّه بن مسلم بن عقيل به مبارزت بيرون رفت پس حسين عليه السّلام بگريست و گفت : « اللهمّ كن انت الشّهيد عليهم فقد برز اليهم ابن رسولك و اشبه النّاس وجها و سمتا به » . يعنى : « خدايا گواه باش كه به مبارزت آنها رفت فرزند پيغمبر تو و شبيه‌ترين مردم به او در روى و خوى » . ( 2 ) و محمد بن ابى طالب گويد كه : آن حضرت انگشت سبّابه سوى آسمان بلند كرد و در نسخهء محاسن روى دست گرفت چنان كه شاعر گويد :
شه عشّاق خلاق محاسن * به كف بگرفت آن نيكو محاسن به آه و ناله گفت اى داور من * سوى ميدان كين شد اكبر من بخلق و خلق آن رفتار و كردار * بد اين نور سته همچون شاه مختار
و گفت : « اللّهمّ اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه النّاس خلقا و خلقا و منطقا برسولك كنّا اذا اشتقنا الى نبيّك نظرنا الى وجهه اللّهمّ امنعهم بركات الارض و فرّقهم تفريقا و مزّقهم تمزيقا و اجعلهم طرائق قددا و لا ترض الولاة عنهم ابدا فانّهم دعونا لينصرونا ثمّ عدوا علينا يقاتلوننا » . يعنى : « خدايا گواه باش بر اين قوم كه جوانى به مبارزت آنان بيرون رفت شبيه‌ترين مردم
هامش
قرآن امروزى ما همان مصحفى است كه امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام داشت و همان است كه صحابه پيغمبر قبول كردند و عثمان قرآنهاى ديگر را سوزانيد . و نيز گوييم كه : اختلاف در قرائت از زمان پيغمبر تاكنون بود و پيغمبر خود نوع اين اختلاف را جايز دانسته بود و عثمان خطا كرد كه خواست اختلاف در قرائت را براندازد چنان كه سيد مرتضى در شافى فرموده است . و اگر عثمان آنها را نسوزانيده بود مردم مىديدند كه اختلاف قرائت در آن مصاحف مهم نيست . و نيز گوييم سوره فاتحه را چند مليون مسلمان روزى ده مرتبه به همين طور مىخواندند . و اگر كسى گويد : آن يك نفر سهو نكرد كه سورة حمد را طور ديگر نقل كرد همهء سهو كردند سخت بىخرد و بسيار سفيه است و بايد گفت اين يك نفر سهو كرد نه ميليونها نفوس .
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي ) — صفحة 261 | الشيخ عباس القمي / علامه شعرانى