المطبوعة المشار إليها فيما سبق ) .
الثانية - ما يتعلّق بكتاب « الفردوس » لعلاء الملك الحسينيّ المرعشيّ الشّوشتريّ ولمّا كان الكتاب باللّغة الفارسيّة ينبغي أن نخوض في بيان الاستدراك بهذه اللّغة فنقول :
چون در سال گذشته كتاب فردوس تأليف علاء الملك حسيني شوشترى مرعشى ( رحمه الله ) به وسيلهء « انجمن آثار ملّى » وبتصدّي نگارنده بتصحيح وتنقيح آن طبع ونشر شد نگارنده نسبت به كلمهء « استالف » كه در صفحهء 108 آن كتاب ضمن مندرجات رقعهاى در طىّ اين عبارت : « بسير استالف شتافتم » بكار رفته است به كلمهء « كذا » كه مشعر بعدم اطّلاع بر معنى كلمه است إظهار تردّد نموده است بعد از چاپ معلوم شد كه كلمه صحيح ، وتردّد بىمورد است اينك بعد از تمثّل باين بيت :
خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران * گفته آيد در حديث ديگران
دليل مدّعا را در اينجا درج مىكنم .
عارف معروف حاجّ زين العابدين شيروانى ( رحمه الله ) در حدائق السّياحة گفته :
( ص 109 ) « استالف - بكسر همزه وسكون سين مهملة ، وى در هشت فرسخى دار الملك كابل وسمت شمال وي واقع است وطرف غربي وي كوه عظيم گرفته وساير اطرافش واسع است ، جائى بغايت دلگشا ومحلّى بهجتفزاست ، آبش گوارنده وهوايش فرخنده ؛ از إقليم چهارم ، أكثر فواكه سردسيريش ممتاز ، على الخصوص شفتالو وامرود وبه بامتياز است ، قرب پانصد باب خانه در اوست ، وچند پاره قريهء معتبره مضافات اوست ، باغات بسيار دارد وسيرگاه أهل كابل است ، فصل بهار رشگ گلستان كشمير وقندهار است ، وخلقش حنفي مذهب وبغايت متعصّب وبىادبند ؛ امّا هم كيشان ومسافران را دوست دارند » .
ناگفته نماند كه اين استدراك اگر چه مانند استدراك أوّل مهمّ ولازم -