تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
بعضى از باغهاى فدك بودم كه حضرت رسول آن باغها را به فاطمه داده بودند ، زنى نزد من آمد در حالى كه بيلى در دست داشتم و مشغول كار بودم . آن زن مقابل من قرار گرفت و من از جمال آن در شگفت شدم و او را به بثبنه دختر عامر جمحى تشبيه كردم كه يكى از زنان زيباى قريش بشمار مىرفت ، گفت : اى فرزند ابو طالب با من ازدواج كن تا تو را از اين بيل راحت سازم و خزائن دنيا را به تو بدهم و تو هميشه تا آنگاه كه در دنيا هستى مالك باشى . به آن زن گفتم : شما كه هستيد و از كجا آمده‌ايد تا از خاندانت تو را خطبه كنم ، گفت من دنيا هستم ، به او گفتم برگرد و شوهرى ديگر طلب كن تو شايستهء همسرى من نيستى ، اين را گفتم و به كار خود مشغول شدم . 47 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : اى بندگان خداوند بدانيد كه مؤمن در شب و روز به خود بدگمان است و همواره ناراحت به نظر مىرسد و مىخواهد زياد كار نيك انجام دهد ، شما همواره مانند گذشتگان خود كار كنيد كسانى كه پيش از شما درگذشتند ، آنها خيمه و خرگاه خود را كندند و منازل را پشت سر گذاشتند . 48 - يونس بن ظبيان گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند : خداوند مىفرمايد : واى بر كسانى كه دنيا را با مكر و فريب و نيرنگ بدست مىآورند و در نقش آخرت طالب دنيا مىباشند . واى بر كسانى كه مرو جان عدالت را مىكشند ، واى بر كسانى كه مؤمنان از آنها تقيه مىكنند ، آيا آنها مرا فريب مىدهند ، يا بر من جرأت دارند ، به خودم سوگند آنها را به فتنه‌اى گرفتار مىكنم كه برد باران هم در آن جا سرگردان شوند . 49 - محمد بن قيس گويد : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه از سفرى مراجعت مىكردند ابتدا نزد فاطمه مىرفتند و مدتى آنجا توقف مىكردند ، در يكى از سفرهاى رسول خدا فاطمه يك خلخال نقره و يك گردن‌بند و دو گوشواره و يك پرده تهيه كردند تا در هنگام مراجعت پدر و يا شوهرش از آن استفاده كنند . هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از سفر مراجعت كردند نزد فاطمه عليها السّلام رفتند ، ياران آن جناب كنار در ايستادند تا حضرت مراجعت كند ، توقف رسول خدا در خانه